فصل اول
آشنايي با فرآيندهاي اقليمي
1-1-مقدمه :
بررسي و شناخت عوامل اقليمي تأثير گذار بر
شهرها در عين آن که کاري بسيار آسان است ولي بسيار پيچيده مي باشد. زيرا
عوامل اقليمي به تبع عوامل جغرافيايي طبيعي گرچه هرکدام بطور جداگانه قابل
بيان و توضيح هستند ولي از آن جايي که مرز مشخص بين اين فاکتور ها وجود
ندارد، لذا تأثير گذاري هرکدام از اين عوامل را نمي توان بطور جداگانه
کاملاً مشخص نمود
براي مثال تأثير دما بر روي يک شهر را بدون
در نظر گرفتن تابش خورشيدي- ميزان بارش- ميزان رطوبت و نحوه عملکرد مراكز
فشار از يک طرف و ديگر شرايط جغرافيايي مانند دوري و نزديکي به دريا-
ارتفاع از سطح دريا- عرض جغرافيايي کاملا ً غير قابل بيان است.
البته نبايد فراموش نمود که در اينجا از بيان
تأثير دما بر يک شهر از ديدگاه علمي مي باشد، زير ا در غير اين صورت هر
کسي مي تواند به راحتي به بيان اين موضوع بپردازد.
در جغرافيا بطور اعم و در جغرافياي طبيعي
بطور اخص نمي بايستي فاکتور هاي موثر بر يک پديده را بصورت مجزا مورد بررسي
قرار داد، بلکه نحوه تأثير پذيري و تأثير گذاري هر يک از فاکتورها بايستي
در رابطه با فاکتورها و فرايند ها و پديده هاي ديگر مورد مطالعه قرار گيرد.
از اين نظر ما در اين بحث يک يك فاکتورها را
مورد بحث قرار مي دهيم و سعي مي كنيم تأثير پذيري و تأثير گذاري هر کدام را
بطور جداگانه مطرح نماييم.
ولي قبل از آن که وارد بحث شويم، بايد بگوئيم
که معمولاً شرايط آب وهوايي يک شهر بيشتر تحت تأثير اقليم محلي مي باشد نه
تحت تأثير ميكرو اقليم ، زيرا آب وهواي محلي تحت تأثير واحدهاي مستقل
جغرافيايي و فرآيندهاي جوي مجاور زمين مي باشند که هم از ويژگي هاي سطوح
پايين و هم از فرايندهاي مجاور سطح زمين تأثير مي پذيرد، در حالي که عناصر
ميکروکليمايي تحت تأثير شرايط سطح پائين قرار دارند. « عشقي قنبر زاده 1382 مشهد»
بنابر مطالب فوق يک شهر مي تواند از يک آب و هواي محلي و چندين ناحيه ميکرو اقليمي برخوردار باشد.
مثل ميکرو اقليم ايجاد شده توسط يک پارک و يا يک کارخانه و يا يک فضاي ورزشي .
براي بررسي فاکتورهاي اقليمي موثر بر يک شهر
مي بايستي قبل از همه به يک تأثير کلي که بدون آن بسياري از فرآيند هاي
اقليمي در سطح يک سياره شکل نمي گيرند و يا در صورت تغييرات آن فرآيند
بسياري از فرآيندهاي مورد نظر نحوه عملکردشان را متفاوت ميکرد بپردازيم و
آن تابش خورشيدي است.
1-2- تابش خورشيدي:
در اثر فعل وانفعالات درون کره خورشيد در هر
ثانيه ميليون ها کالري انرژي آزاد مي گردد. انرژي آزاد شده در سطح کره
خورشيد بصورت امواج الکترو مغناطيسي توسط توفان هاي خورشيدي به فضاي بين
منظومه اي انتقال مي يابد، اين امواج در مسير خود سيارات منظومه را نيز تحت
تأثير قرار مي دهند، بطوري که سطح سياره زمين در بالاترين قسمت اتمسفر هر
سانتي متر مربع آن از اين مقدار انرژي رها شده که بآن تابش خورشيدي نيز مي
گوييم مقداري برابر 2 لانگي انرژي دريافت مي کند که برابر است با 2 کالري
انرژي زمين بر هر سانتي متر از اتمسفر ولي شرايط سطح زمين از جمله زاويه
تابش خورشيد نسبت به سطح زمين- ميزان ناهمواري هاي جنس بسترزمين- پوشش
گياهي و يا عدم وجود آن – ارتفاع از سطح دريا باعث مي گردد ميزان دريافت
انرژي مذكور براي هر سانتي متر از سطح کره زمين برابر باشد با 5/0 لانگي بر
هر سانتي متر مربع و يا نيم کالري بر هر سانتي متر مربع.
گرچه بنظر مي رسد که اين ميزان انرژي رسيده
به سطح کره زمين ناچيز است ولي بايد گفت اين ميزان باعث ايجاد بسياري از
فرآيندهاي اقليمي مي گردد و چنانچه ميزان آن فقط از چند صدم افزايش يابد
منجر به تبخير کليه آب هاي سطح زمين مي گردد و يا کاهش آن فقط در حد چند
صدم باعث يخ زدگي و ايجاد پديده يخچالي شدن براي کره زمين مي گردد.
بنابراين همين ميزان به ظاهر اندک انرژي
رسيده به کره زمين باعث تحولات عظيم اقليمي در اتمسفر زمين مي گردد که از
جمله مي توانيم به شرايط هيدرولوژيکي و يا سيکل هيدرولوژي اشاره کرد. از آن
جايي که سيکل هيدرولوژي بر بارش ها و شرايط هيدرولوژي تأثير گذار مي باشد
اهميت آن بيش از بيش شناخته مي شود و در حقيقت تابش خورشيدي انرژي موتور
هيدرولوژي سياره زمين است.
اما اين انرژي كه به سطح کره زمين مي رسد
تمام آن در سطح کره و يا در سياره زمين ذخيره نمي شود بلکه اين انرژي بصور
مختلف از اتمسفر زمين خارج مي گردد که بآن تابش زميني گفته مي شود.
1-3 – تابش زميني ( بازتاب زمين )
همان طور که گفته شد انرژي خورشيدي بصورت هاي
مختلف از سطح زمين بازتاب مي کند که به آن تابش زميني يا بازتاب زمين گفته
مي شود. بطور کلي در سطح زمين هر جسمي که دماي بيش از صفر مطلق داشته باشد
از خود انرژي ساطع مي کند .(عليجاني بهلول ، كاوياني محمد رضا 1371).
و همين اصل باعث مي شود که پيوسته تعادلي بين
انرژي رسيده از خورشيد و زمين تابش وجود داشته باشد، بايد اضافه نمود که
امواج تابشي خورشيد در طيف هاي مختلف از مرئي و غير مرئي به زمين مي رسد
ولي بازتاب زمين در طيف هاي غير مرئي همچون امواج مادون قرمز اززمين خارج
مي گردد.
خروج انرژي زمين تابش در تهيه عکس هاي ماهواره اي که از سطح زمين تهيه مي شود داراي کاربردي زيادي مي باشد.
ايجاد تعادل بين اين دو دسته تابش باعث مي گردد که در سطح زمين برحسب شرايط ميزان انرژي تفاوت نمايد بطوري که:
يك - سطح اقيانوس هاي جنب حاره اي مناطق پر انرژي را تشکيل مي دهند. ( حداکثر ميزان انرژي در اين نواحي وجود دارد)
دو- مناطق جنب قطبي و بالاتر از آن تا 6
برابر کمتر از نواحي جنب حاره اي انرژي دريافت مي کنند. ( حداقل ميزان
انرژي در اين نواحي وجود دارد ).
تفاوت دريافت انرژي در اين دو ناحيه باعث ايجاد جابجايي دو توده هاي هوا در سطح سياره اي مي گردد.
سه- سطوح هيدرولوژيکي نسبت به خشکي هاي مجاور
خود از بيلان انرژي بيشتري برخوردارند. (ايجاد جابجايي توده هاي هوا بين
اين دو منطقه )
چهار- سطوح خشک مناطق حاره اي ، با اين که
نسبت به سطوح هيدرولوژيکي همين ناحيه انرژي کمتري دريافت مي کنند، ولي جزء
سطوح گرم سياره محسوب مي گردند.
بطور کلي همان طور که در بالانيز ذکر شد
تفاوت در ميزان دريافت انرژي و عدم تعادل و توزيع و پراکنش انرژي ، جابجايي
توده هاي هوا و بکار افتادن موتور هيدرولوژي را بدنبال دارد.
آلبيدوي زمين Albedo
بنابه تعريف : بازتاب
خورشيدي توسط سطح زمين البيدو ناميده مي شود. از طرف ديگر آلبيدورا ضريب
بازتاب نيز ناميده اند. متوسط ميزان البيدوي زمين حدود 34 درصد است ولي
عواملي مانند بافت و ساختمان خاک – رنگ زمين – در صد رطوبت آن و، ... نيزدر
ميزان آن تأثير مي گذارد.
آلبيدوي برخي از سطوح در سطح کره زمين بصورت زير تخمين زده شده است. ( عليزاده ، امين 1380 ):
برف تازه 75 تا 90 درصد
برف کهنه شده 50 تا 70 درصد
شن و ماسه 15 تا 25 درصد
جنگل ها3 تا 10 درصد
چمن ها 15 تا 30 درصد
زمين هاي سخت 10 تا 40 درصد
سطح آب 5 درصد
تابش زميني باعث مي گردد که زمين از فضا بصورت سياره اي روشن ديده شود.
1-4- دما:
دما عبارتست از آن مقدار انرژي تابشي خورشيد که توسط زمين جذب شده و تبديل به انرژي حرارتي گرديده و محيط را گرم مي کند.
گر چه عامل اصلي ايجاد دما تابش خورشيدي است
ولي عوامل ديگري وجود دارد که به طور مستقم و يا غير مستقيم در ميزان دماي
نقاط مختلف سطح زمين تأثير مي گذارد که عبارتند از:
1-4-1 : عرض جغرافيايي Lati tude
عرض جغرافيايي يا نزديکي به خط استوا که
مستقيماً به ميزان زاويه تابش خورشيدي تأثير مي گذارد باعث مي گردد که هر
چقدر تابش خورشيد مستقيم تر (عمودي تر ) به سطح زمين بتابد ( تا عرضي حدود
23 درجه شمالي و جنوبي ) انرژي بيشتري به سطح زمين برسد و هر چه تابش مايل
تر شود. ( عرض جغرافيايي بيشتر شود ) از دريافت ميزان انرژي خورشيدي کاسته
شده بنابراين از متوسط دما کاسته مي گردد.
1-4-2 : ارتفاع از سطح دريا Alti tude :
افزايش ارتفاع از سطح دما به کاهش رطوبت و کاهش آيروسل ها که انرژي بيشتري را جذب مي کند مي انجامد
بنابراين هوا از غلظت کمتري برخوردار مي شود
بنابراين انرژي رسيده سريعاً بازتاب ميگردد، به همين علت است که متوسط دما
در ارتفاعات کمتر از نواحي کم ارتفاع مجاور مي باشد. اين اثر بر شرايط
هيدرولوژيکي نيز تأثير مي گذارد.
3-4-1 : دوري و نزديکي از سطح دريا See destance
بخار آب در اتمسفر نواحي مجاور دريا بيشتر
است بنابراين بخار آب موجود در اين نواحي مي تواند انرژي بيشتري را در خود
نگهدارد و از بازتاب آن جلوگيري نمايد و همين علت است که تفاوت درجه حرارت
بين شبانه روز و در طول سال در نواحي ساحلي کم است.
4-4-1 : مسير توده هاي هوا
نقاطي که در مسير توده هواي باران زا قرار مي
گيرند و از بارش بيشتري برخوردارند از دماي کمتر نيز برخوردار هستند. و
اصولاً توده هاي هواي باران زا زماني که محدوده اي را تحت تأثير قرار مي
دهند کاهش دما را به همراه دارند. برعکس زماني که توده هاي هوا باران زا
نباشند، جريانات گرم و خشکي را بوجود آورند که درجه دماي محيط را بالا مي
برند مانند بادهاي جنوب ايران که در برخي از نقاط تحت عنوان «آتش باد»
ناميده مي شوند. اين بادها که در تابستان مي وزند دماي محيط را که گرم مي
باشد چندين درجه افزايش داده و باعث سوختگي گياهان و درختان از جمله نخل ها
مي گردند.
5-4-1 : عوارض سطح زمين ( توپوگرافي )
شرايط ناهمواري سطح زمين که در اثر عوارض
مختلف بوجود مي آيد در ايجاد جلوگيري از حرکت جريان هوا نقش عمده اي دارند.
بنابراين زماني که هوا در نقطه اي ثابت بماند به بالا رفتن درجه حرارت
منجر مي گردد و محيط گرم مي گردد. اين موضوع در دشت ها و چاله هاي
ژئومورفولوژيکي و ارتفاعات اطراف قابل لمس است.
6-4-1: جنس مواد تشکيل دهنده سطح زمين:
گر چه اين عامل نمي تواند مانند عوامل قبلي
موثر واقع شود ولي از آن جايي که جنس مواد سطح زمين متفاوت است برخي از آن
ها مقدار زيادي انرژي را در خود جذب و در خود ذخيره مي کنند و برخي از آن
ها ميزان زيادي از انرژي را بازتاب مي کنند. کم و بيش اين عامل نيز مي
تواند دماي محيط را افزايش دهد.
7-4-1 : ابرناکي هوا:
هواي ابري مانع از رسيدن تابش خورشيدي به سطح
زمين مي گردد. زيرا ابرها انرژي رسيده را مقداري را خود ذخيره مي کنند و
مابقي را در طيف مادون قرمز به فضا بازتاب مي نمايند بنابراين در روزهاي
ابري هوا نسبت به روزهاي بي ابر گرم تر است و برعکس بخصوص در زمستان شب هاي
ابري بعلت همان ميزان انرژي که ابرها در خود ذخيره کرده اند از يک طرف و
جلوگيري از بازتاب زميني هوا گرم تر است.
8-4-1: جريانات اقيانوسي:
جريانات اقيانوسي بر حسب آن که از چه نوع
باشد بر نواحي مجاور خود اثر گذاشته و معمولاً باعث تعديل هوا مي گردند،
براي مثال تأثير جريان آب گرم گلف استريم بر سواحل انگلستان – اسکانديناوي و
ايسلند و دانمارک قابل توجه است که باعث تعديل و مناسب زندگي شدن آب و
هواي اين نواحي گرديده است.
9-4-1: پراکنش زماني دما:
با توجه به مطالب فوق دما در يک نقطه ثابت
نمي باشد و يا بهتر است بگوئيم کمتر هواي يک نقطه ثابت نمي ماند، زيرا غير
از تأثير عوامل مذکر هواي مجاور سطح زمين از طريق هدايت ملکولي و جابه جايي
گرم مي شود و اين گرم شدن در اثر جابجايي باعث ايجاد تغيير در روند گرم
شدن هوا در طول روز و سال مي گردد، بدين ترتيب كه هميشه حداكثر دما مدتي
بعد از حداکثر تابش اتفاق مي افتد، مثلاً حداکثر دماي روزانه در ايران در
حدود ساعت 2 بعداز ظهر تا 4 مي باشد در حاليکه حداکثر دريافت تابش در اكثر
نقاط ايران بين ساعت 5/11 تا 5/12 در تابستان است که خورشيد تقريباً بطور
عمود بر سطح زمين مي تابد.
حداقل دما نيز بعد از حداکثر تابش زمين يعني حدود 6 صبح حدود دو ساعت بعد از حداکثر تابش زمين اتفاق مي افتد.
حداقل و حداکثر هاي دماي ساليانه نيز بهمين
ترتيب عمل مي کند که حداکثر تابش خورشيد در روز هاي آخر خرداد و اوايل تير
ماه اتفاق مي افتد ولي حداکثر دماي ساليانه از دهه دوم مرداد تا اواخر نيمه
اول شهريور ماه در بشتر نقاط کشور انجام مي پذيرد.
و برعکس حداقل دريافت انرزي خورشيدي در ايران
که حدود اواخر آذر ماه است حداقل دماي ساليانه در اواخر دي و اوايل بهمن
ماه مشاهده مي شود ( براساس تجارب شخصي ) .
10-4-1: پراکنش جغرافيايي دما:
با توجه به شکل کره زمين از يک طرف و از طرف
ديگر پراکش جغرافيايي دما درميان اقيانوس ها و همچنين تغييرات زاويه تابش
در نقاط مختلف زمين، دماي زمين در همه جا يکسان نمي باشد. بررسي خطوط
همدماي نقشه هاي هواشناسي نشان دهنده آن است که :
1-10-4-1: آن چه که پراکنش
جغرافيايي دما را موجب مي شود پراکندگي قاره ها در ميان اقيانوس ها مي باشد
بطوري که در فصل سرد هر دو نيمکره منحني هاي همدما بر روي اقيانوس ها به
طرف قطب ها و در فصل گرم به سمت استوا پيشروي مي کند، با توجه به اين مطلب
در فصل سرد بر روي يک مدار مشخص نقاط روي دريا گرم تر از خشكي مي باشد و در
فصل گرم همان نقاط سردتر از خشکي ها مي باشد، اين تفاوت بعلت گستردگي قاره
ها در نيمکره شمال شديدتر است.
2- 10 -4 -1 : قطب سرماي زمين بر روي قطب
جنوب و بر قاره جنوبگان منطبق است بطوري که زمستان هاي آن به 60- درجه
سانتي گراد مي رسد و متوسط آن در تابستان به 25- درجه سانتي گراد در حاليکه
متوسط دماي زمستان نيمکره شمال حدود 35- درجه سانتي گراد است و تابستان ها
به حدود يک درجه سانتي گراد بيشتر نيز مي رسد. بطوري که در ناحيه توندرا
تا 9 درجه سانتي گراد نيز در روزهاي بلند قطبي مثبت شده است تفاوت اين درجه
حرارت ها بين دو قطب به علت آن است که قطب جنوب شرايط قاره اي دارد گرچه
در نيمکره جنوبي گستردگي اقيانوس ها بيشتر است و قطب شمال اقيانوس است گرچه
توسط خشکي ها احاطه شده است.
3-10-4-1-مناطق حاره اي چه از نظر عرض جغرافيايي و چه از نظر توزيع آب و خشكي ها داراي اختلاف حرارتي كمتري هستند .
4-10-3-1: استواي حرارتي زمين بر روي استواي
جغرافيايي منطبق نمي باشد و با جابجايي ظاهري خورشيد در طول سال جابجا مي
شود ، بطوري كه در تيرماه استواي حرارتي در اطراف مدار رأس السرطان مستقر
مي گردد ولي در نيمكره جنوبي به علت گستردگي اقيانوس ها ، استواي حرارتي در
دي ماه در چند درجه اي جنوب خط استوا قرار مي گيرد.
5- 10- 4- 1: حداکثر اختلاف بين دماي مناطق
حاره اي و قطب در نيمکره شمالي در عرض هاي جغرافيايي 40 تا 70 درجه مشاهده
مي شود ولي اين حداکثر اختلاف عرض هاي 55 تا 80 درجه نيمکره جنوبي متمرکزمي
شود.
بايد اضافه نمود که:
- اختلاف دما در نيمکره جنوبي بيشتر از نيمکره شمالي است .
- معدل دماي ساليانه نيمکره جنوبي از نيمکره شمالي کمتر است.
6- 10- 4- 1 : جريانات دريايي نيز در پراکنش و
تغييرات دما موثر مي باشد، بطوري که سواحل شرق اقيانوس اطلس ( اسکانديناوي
) در طول سال از سواحل هم عرض خود در غرب ( کانادا ) گرم تر مي باشد که
علت آن جريان دريايي گلف استريم مي باشد.
5- 1 : فشار هوا
بنابه تعريف فشار هوا عبارت است از نيرويي که
هوا بر يک واحد از سطح زمين وارد مي کند، که در سطح دريا مقدار آن برابر
است با وزن ستوني از جيوه به ارتفاع 76 سانتي متر، يك سانتيمتر مربع که در
هوا شناسي بر حسب ميلي بار هكتو پاسکال ناميده ميشود. ( هر ميلي بار يا
هکتو پاسکال برابر است با 1000 دين بر سانتي متر مربع و در کنار درياي
آزاد 1012 ميلي بار بر سانتي متر مربع يا يک اتمسفر است).
عامل ارتفاع باعث تغيير در فشار هوا مي شود،
بطوري که هر چه به ميزان ارتفاع افروده شود از ميزان فشار هوا کاسته مي شود
که تا ارتفاع 1500 متري از سطح دريا بازاء هر 100 متر 12 ميلي بار از فشار
هوا کاسته مي شود. (مثلاً ميزان فشار هوا در تجريش در شمال تهران که حدود
1500 متر از سطح دريا ارتفاع دارد برابر است با 832 ميلي بار ) . البته
بايد تذکر داد که در ارتفاعات بيشتر کاهش فشار کندتر مي گردد.
1-5-1: تغييرات فشار :
تغييرات فشار تحت تأثير شرايط زماني در طول
سال و در طول روز مشاهده مي گردد که در ارتباط با ميزان دريافت انرژي تابشي
خورشيد مي باشد و بطور کلي هر چه انرژي دريافتي در طول سال و يا در طول
شبانه روز بيشتر مي شود ميزان فشار هوا کاهش مي يابد و برعکس .
6- 1 رطوبت هوا:
بطور کلي ميتوان گفت که در سطح سياره زمين
مکان بدون رطوبت وجود ندارد، بطوري که در نقاط بياباني مانند لوت نيز هميشه
مقداري رطوبت وجود دارد. ميزان رطوبت هوا به عواملي مثل دوري و نزديکي از
سطح دريا – ارتفاع از سطح دريا و موقعيت جغرافيايي در رابطه مي باشد.
بيشترين ميزان رطوبت روي اقيانوس ها و درياهاي حاره اي اندازه گيري مي شود که حدود 4 درصد ترکيب هوا را شامل مي گردد.
رطوبت جو در شرايط معمولي در ماه هاي گرم 3/1
درصد و در ماه هاي سرد سال حدود 4/0 درصد مي باشد. ارتباط بين رطوبت ،
ارتفاع نيزرابطه اي معکوس است که در جدول زير مشاهده مي شود.
جدول 1-1: رابطه ارتفاع با ميزان بخار آب هوا (رطوبت) به درصد
ارتفاع به کيلو متر
0
1
2
3
4
5
6
7
8
درصد بخار آب
5/1
3/1
1
69/0
49/0
37/0
27/0
15/0
09/0
بطور کلي مي توان گفت رطوبت فقط در تروپوسفر
جو وجود دارد بطور معمول رطوبت موجود در جو را مي گويند ، كه بصورت بخار
وجود دارد، ولي اين مربوط مي شود به هواي صاف که در اين صورت بخار آب ديده
نمي شود. ولي هواي ابري هم داراي رطوبت بصورت بخار است و هم بصورت با هم (
ملکول هاي آب ) و هم بصورت جامد (کريستال هاي يخ ) بخار آب يا رطوبت هوا
بخصوص در زمستان ها باعث تعديل هوا مي گردد که آن به علت وجود گرماي نهان
موجود در بخار آب مي باشد.
گرماي نهان آن مقدار از انرژي است که در موقع
تبخير آب از سطوح رطوبتي در بين ملکول هاي آب ذخيره مي شود که به آن گرماي
نهان تبخير مي گويند، که مقدار آن برابر است باحدود 600 کالري براي هر گرم
آب است.
گرماي نهان تبخير زماني که بخار آب در جو تبديل به قطرات آب شود آزاد شده و باعث گرم شدن محيط مي گردد.
از طرف ديگر در موقع انجماد آب و يا بخار آب و
تبديل آن به يخ مقداري انرژي آزاد مي شود که حدود آن 80 کالري انرژي براي
هر گرم يخ است که در موقع ذوب آن بايد آن را به يخ بدهيم.
در موقع عمل تصعيد يعني تبد يل بخار يکباره
به يخ 677 کالري انرژي بازاء هر گرم يخ آزاد مي شود که شامل گرماي نهان
تبخير و گرماي نهان ذوب مي باشد .
1-6-1- تاثير رطوبت بر محيط:
رطوبت بر محيط جغرافيا و اکوسيستم ها تاثيرات متفاوتي دارد که عبارتند از:
تنظيم درجه حرارت و تعديل حرارت .
جلوگيري از بازتاب زميني.
جلوگيري از تابش مستقيم تابش خورشيدي بر سطح زمين
ممانعت از افزايش تبخير
ايجاد ابر و مه و بارندگي
2-6-1- انواع رطوبت
در مطالعات هواشناسي – جغرافيايي و ... باد و رطوبت سروکار داريم که عبارتند از:
يک: رطوبت مطلق: Absolutehumidity
رطوبت مطلق عبارتست از ميزان بخار آب موجود در حجم معيني از هوا برحسب ميلي گرم در متر مکعب. که در رابطه است با حرارت – فشار و ...
جدول شماره 2: رابطه درجه دما ب ميزان رطوبت هوا
دما c
0
5
10
15
20
25
30
35
40
45
رطوبت مطلق
85/4
82/6
41/9
87/12
31/17
3/23
4/30
2/39
2/51
6/65
همان طور که در جدول مشاهده مي گردد هر چقدر
در جه حرارت بيشتر مي شود ظرفيت رطوبت پذيري هوا بيشتر مي شود. اين نوع
رطوبت در مطالعات جاي خاصي ندارد.
دو : رطوبت نسبي Relative humidity (نسبي)
در مطالعات اقليم شناسي و مطالعاتي در اين
زمينه کاربرد زيادي دارد و رطوبت نسبي عبارت است از مقدار رطوبت موجود در
هر واحد از حجم هوا به حداکثر رطوبتي که هوا مي تواند در آن درجه حرارت
بگيرد و برحسب درصد که مي توان و آن را بصورت رابطه زير نشان داد .
نم موجود در هوا
100x =Rh= نم نسبي
حداكثر رطوبتي كه آن حجم از هوا در آن درجه حرارت مي تواند در خود جاي دهد
در مطالعه رطوبت هوا با چند پديده روبه رو مي شويم که عبارتند از :
3-6-1: شبنم:
قطرات آبي که صبح هاي زود بر روي سطوح بام
ها- ديوارها – شيرواني ها و سطح گل ها و پوشش گياهي ديده مي شود اصطلاحاً
شبنم گفته مي شود . شبنم در حقيقت بخار آب موجود در هوا بوده که جهت سرد
شدن هوا در ساعات اوليه صبح بحد اشباع رسيده و بصورت قطرات آب ظاهر شده
اند. شرايطي دمايي که باعث مي گردد رطوبت هوا تبديل به قطرات آب گردد نقطه
شبنم گفته ميشوند، بنابر تعريف نقطه شبنم عبارتست از درجه دمايي که هواي
غير اشباع به حالت اشباع مي رسد.
براي ايجاد شبنم بايستي در وهله اول بخار آب
در هوا وجود داشته باشد- سطح سرد وجود داشته باشد. رطوبت متراکم شود – سپس
قطرات آب ايجاد مي گردد.
4- 6-1- : ابر ومه :
مقداري از رطوبت هوا هستند که در هوا متراکم
شده اند و سپس بحالت اشباع نزديک شده که اين حالت بيشتر به علت کاهش دما مي
باشد که نهايتاً منجر به ايجاد قطرات بسيار ريز آب و ذرات ريز يخ مي شود.
تفاوتي بين ابر ومه جز در زمينه ارتفاع آن ها وجود ندارد فقط در مه بخار آب نزديک سطح زمين است.
ذرات آب بوجود آورنده ابر ومه داراي ويژگي اين هستند که تا دماي c 10- منجمد نمي گردند.
7-1: باد :
باد در حقيقت جابجايي هوا مي باشد که علت آن اختلاف فشار بين دو نقطه مي باشد.
فرآيند باد به اينصورت روي ميد هد که هواي سرد که سنگين تر است و داراي فشار بيشتري مي باشد به سمت توده هاي هواي گرم حرکت مي کند.
بنابراين در سطح سياره زمين هميشه حرکتي از
سوي مراکز پر فشار به سمت مراکز کم فشار وجود دارد که نتيجه آن ايجاد باد
هاي سياره اي – منطقه اي و محلي مي باشد.
جابجايي باد- به جابجايي دما و رطوبت منجر مي
گردد، در حقيقت اين باد است که نقش عمده اي در تعديل شرايط زيستي در
اکوسيستم ها را به عهده دارند.
براي مثال مناطقي مثل سيستان – نواحي مرکزي
ايران در تابستان چنانچه تحت تاثير باد قرار نگيرند تبديل به جهنم هاي
سوزان مي شوند که امکان زيستن در آن ها از بين مي رود.
تأثير باد بر روي شهرها در صفحات بعد مورد بررسي قرار مي گيرد . عوامل مورد نياز در مطالعه باد، عبارتند از سرعت باد جهت باد و ....
1-7: سرعت باد:
سرعت باد که توسط بادسنج تعيين ميشود عبارتست
از : متر بر ثانيه و يا نات (knot) که عبارتست از 5/0 متر در ثانيه . بر
اين اساس بادها را در هشت گروه تقسيم کرده اند که عبارتست از :
باد آرام با سرعت کمتر از يک ساعت
نيم ملايم با سرعت بين يک تا سه ساعت
باد ملايم با سرعت بين 4 تا 6 ساعت
باد آهسته با سرعت بين 7 تا 10 ساعت
باد متوسط با سرعت بين 11 تا 16 ساعت
باد تند با سرعت بين 17 تا 21 ساعت
باد شديد با سرعت بين 22 تا 28 ساعت
طوفان با سرعت بين 28 تا ساعت
2-7:جهت باد:
در مطالعات اقليم شناسي و همچنين برنامه ريزي
براي مناطق شهري اطلاعات مربوط به جهت باد بسيار مهم است. در حقيقت شناخت
جهت باد و تاثير دادن آن در برنامه ريزي هاي شهري و منطقه اي باعث مي گردد
که خيلي از مشکلات ناشي از آلودگي هوا و گرد و غبار را برنامه ريزان حل
نمائيد. جهت باد در مقياس سياره اي در نميکره شمال به سمت راست و در نيمکره
جنوبي به سمت چپ است ولي وجود عوارض توپوگرافي و شرايط محلي که بادهاي
ديگر را ايجاد مي کنند در تعيين جهت سرعت باد موثر هستند.
8-1: تبخير و تعرق :
گرچه اين دو فرايند منشاء متفاوتي دارند،
بطوري که تبخير عملي است کاملاً فيزيکي و تعرق عملي است بيولوژيکي اما در
مطالعات مربوط به اقليم شناسي بيشتر تحت يک عنوان مطرح مي شوند.
تبخير عبارت است از انتقال بخار آب به هوا
شدت تبخير عبارتست از «مقدار بخار آب اضافه شده به آتمسفر در واحد زمان»
اطلاعات راجع به تبخير در مواقع مختلف بسيار متفاوت است که يکي از آن موارد
در مورد احداث مخازن آب مي باشد، مثلاً در استان هرمزگان سد ميناب داراي
بتخيري ساليانه حدود چهار ميليون متر مکعب است که چنين رقمي مي تواند آب
آشاميدني يک شهر صد هزار نفري را تامين نمايد.
در برنامه ريزي شهر اين اطلاعات بسيار موثر است. عوامل موثر به تبخير و تعرق عبارتند از:
سرعت باد که باعث افزايش تبخير از سطح مرطوب مي شود.
تابش خورشيدي: که انرژي لازم براي جدا شدن ملکول هاي آب را از سطح مرطوب فراهم مي آورد.
عمق آب: که تعيين کننده مقدار تبخير است.
فشار هوا: دماي محيط که در رابطه است با تابش خورشيدي
غلظت و شفافيت آب که هر چه بيشتر باشد تبخير آسان تر عمل مي شود.
تعرق: عبارتست از تبخير از روي سطح برگ گياهان که عملي است فيزيولوژيکي و در ارتباط است با فعاليت هاي متابوليستي گياه.
تبخير و تعرق بالقوه ( پتانسيل ):
که عبارتست «از حداکثر ميزان آبي که مي تواند در يک منطقه از طريق تبخير و تعرق به هوا باز گردد. »
تبخير و تعرق واقعي :
«مقدار آبي که مجموعاً از طريق غير تعرق گياهي به اتمسفر بر مي گردد. ميزان تبخير و تعرق واقعي را نشان مي دهد. »
9- 1 بارش
عامل اصلي در هيدرولوژي بارش است، در حقيقت
بدون در نظر گرفتن بارش جريان آب ، سيکل هيدرولوژي و... سيلاب و سيلاب شهري
بوجود نمي آيد.
بارش به دو صورت مايع و جامد به سطح زمين مي رسد.
براي ايجاد بارش چند شرط بايد وجود داشته باشد. كه عبارتند از:
تبخير از سطح خيس، دو، صعود ملکول هاي آب
ناشي از تبخير – سه ملکول هاي آب بايد در جو متراکم شود. چهار ايجاد ابر:
تراکم بخار آب بايد آنقدر زياد باشد تا ابر ايجاد گردد . پنج اشباع بايد آن
قدر به جو رطوبت وارد شود تا که جو از ملکول هاي آب اشباع شود. شش سرد شدن
براي آن که ملکول هاي آب به قطرات آب تبديل گردند بايد درجه هوا آن قدر
کاهش يابد تا قطرات و ذرات يخ ايجاد گردد. در برخي از مواقع درجه تا 10-
درجه نيز ذرات آب يخ نمي زند.
1- 9- 1:انواع بارش :
صعود ملکول هاي بخار آب که به بارش منجر مي گردد به عواملي نسبت داده مي شود که بطور خلاصه نوع بارش را تعيين مي کند، که عبارتند از
يک: بارش سيکلوني يا جبهه اي Frontalcyclonic
جابجايي توده هاي هوايي که به سمت نقاط کم
فشار حرکت ميکنند ودر مسيرشان با توده هواهايي برخورد مي کند که درجه حرارت
شان با آن ها تفاوت داشته باشد، در مرز برخورد آن ها چنانچه ميزان رطوبت
کافي وجود داشته باشد بارندگي انجام مي شود که اين بارندگي را بارندگي جبهه
اي يا سيکلوني مي گويند براي ايجاد اين بارش توده هواي مرطوب و گرم بافشار
زياد با هواي سرد برخورد کند و بر روي توده هاي هواي سرد با شيب تا بالا
برود در اين حالت منطقه اي که تحت تاثير بارندگي قرار مي گيرد گسترده بوده و
چند صد کيلومتر مربع را خواهد پوشاند و زمان بارش طولاني خواهد بود ( چند
روز ) ولي شدت آن در واحد زمان زياد نيست، در برنامه ريزي شهري بايستي با
زمان بارش اين نوع بارندگي آشنا بود و براي چنين بارش هايي تمهيداتي خدمات
شهري و همچنين ستادهاي بحران سيل را بايستي در نظر گرفت زيرا اين نوع
بارندگي در حوضه هاي برگ سيلاب هايي عظيم ايجاد مي کنند، اين بارندگي را
بارندگي جبهه گرم نيز مي نامند.
اگر توده هواي باعث جابه جايي توده هواي گرم و
مرطوب را باعث شود، باعث ايجاد بارش مي شود که اين بارش داراي شدت زياد در
مدت کوتاه بوده ، محدوده بارش محدود و کوچک بوده، در اين بارش شيب توده
سرد زياد بوده و بهمين علت هم محدوده عمل آن محدود و هم شدت بارش زياد و هم
زمان بارش کوتاه است که باين بارش بارش جبهه اي سرد ي Cold front
دو : بارش جابجايي Convection
چنانچه هواي گرم بصورت عمودي به سمت ارتفاعات
بالا صعود کند، ابتدا ابرهاي کومولوس يا گل کلمي را ايجاد مي کند و سپس
رگبارهاي کوتاه مدت را در يک ناحيه بسيار کوچک ايجاد مي کند که اين نوع
بارش تقريباً هميشه با رعد و برق همراه است
سه: بارش کوهستاني Orogeraphic
توده هاي هواي مرطوب يا توده هاي ابر در مسير
حرکت خود بر روي يک دامنه کوهستان زماني که صعود مي کنند، در اثر صعود
متراكم شده و به حالت اشباع مي رسند و باعث بارندگي روي دامنه مي شوند که
ممکن است خطرناک هم باشند اين بارش هم داراي ابرهاي کومولوس بوده و کوتاه
مدت با شدت زياد هستند، بارش 25/4/83 ورجين.
2-9-1:فرآيند ايجاد بارش :
گفتيم که براي ايجاد بارش شروطي وجود دارد که
بايد با هم عمل کنند تا فرآيند بارش ايجاد شود، که يکي از عوامل وجود هسته
هاي تراکم مي باشد. زيرا هسته هاي تراکم باعث چسبيدن بهم ذرات و ملکول هاي
آب بهم ديگر مي شوند و به همين علت است که در بسياري مواقع قبل از آن که
هوا به اشباع برسد هسته هاي تراکم باعث ايجاد قطرات آب مي گردد ولي اين آب
هنوز قادر به سقوط نمي باشد بلکه فرآيندهاي ديگري نيز بايد بوقوع بپوندند
که عبارتند از :
يك: فرآيند برژون
در اين فرايند بايستي ابري بسيار سرد وجود داشته باشد که درجه حرارت آن از صفر درجه سانتي گراد کمتر بوده باشد (بين 10- تا 30-)
در چنين حالتي ذرات کوچک آب و يخ با هم در ابر وجود دارد و هوا در ابر در
حالت اشباع است و جود و افزايش تدريجي بخار آب تزريقي از لايه هاي پائين در
اطراف ذرات يخ کم کم قطر ذرات يخ کوچک شده و شروع به تبخير مي کنند و تمام
ذرات آب تبخير مي شوند در حالت ديگر قطر ذرات يخ افزايش پيدا مي کند و يخ
در اثر افزايش وزن حالت سقوط پيدا کرده واز ابر خارج مي گردد، که دراثر
گرماي هواي خارج از ابر اين ذرات يخ مجدداً ذوب شده و بصورت قطرات باران به
درون ابرهاي پائيني فرود مي آيند که در صورت شرايط مناسب بصورت باران از
آن ها خارج شده و به زمين مي رسند.
دو: رشد قطرات در اثر برخورد با همديگر:
ابرهاي داراي درجه حرارت بالاتر از صفر فاقد
ذرات يخ مي باشد و رشد قطرات باران در اثر برخورد ذرات ريز آب با هم اتفاق
مي افتد، و وزن آن ها زياد مي شود و سقوط مي کنند در حين سقوط نيز بازبا هم
برخورد مي کنند قسمتي از آن بهم مي چسبند و قطرات درشت باران را ايجاد مي
کنند و ذرات متلاشي شده نيزبا هم تماس گرفته قطرات کوچکتر را بوجود مي
آورند. اين فرآيند بيشتر بر روي درياها و اقيانوس ها بوجود مي آيد و بيشتر
هسته تراکم آن ها را ذرات نمک تشكيل مي دهند مي شود.
سه: رشد قطرات در اثر تمرکز ذرات بر روي هم:
ابرهاي داراي مخلوطي از ذرات آب و يخ در اثر تلاطم درون ابر بهم پيوسته و قطرات باران را ايجاد مي کنند و سقوط مي کنند.
گاهي ممکن است قطرات باران از ابر خارج شده و
به سمت زمين فرود آيند ولي به علت بالا بودن درجه حرارت در لايه هاي
پائيني مجدداً تبخير شده و باراني به سطح زمين نمي رسد. (باران هاي جنبي)
3-9 اشکال بارش:
قبلاًگفتيم که بارش به دو صورت مايع و جامد
به سطح زمين مي رسد که علت چنين تفاوتي نتيجه شرايط دما در لايه هاي بالاي
جو مي باشد که حالت مايع بارش را باران و حالت جامد آن را اگر زياد سخت
نباشد برف وگرنه تگرگ گفته مي شود. بيشتر نوع بارش ها در عرض هاي جغرافيايي
کم و نقاط کم ارتفاع در عرض هاي متوسط ازنوع باران است.
1-3-9-1 باران
قبلا گفتيم قطرات آب در جو بايستي داراي قطري
حدود 5/0 ميلي متر داشته باشد تا نيروي ثقل زمين بتواند موجبات فرود آن را
فراهم آورد , امريکايي ها باران ها را با توجه به شدتشان به باران هاي زير
تقسيم مي کنند :
يک : باران هاي شديد Heavy raim
اين باران ها بصورت رگباري مي بارند شدت
بارششان بيش از 5/7 ميليمتر در ساعت است اين باران ها در برنامه ريزيهاي
متعدد بايستي در نظر گرفته شوند زيرا ويژگي سيلابي شدنشان بسيار زياد است و
موجبات فرسايش خاک ها را نيز فراهم مي آورد بنابراين در برنامه ريزيها
بايد به ميزان رسوبي که در اثر فرسايش شديد خاک نيز توليد ميکنند توجه داشت
و آن را هم در برنامه ريزي ها دخالت داد زمان اين بارش ها کوتاه است .
دو : باران هاي متوسط Moderaoteraim
شدت اين باران ها نسبت به باران هاي قبلي
کمتر است و معمولا بين 5/2تا 5/7 ميليمتر در ساعت است اين باران ها بر خلاف
نوع قبلي ضمن آن که از زمان طولاني تري برخوردارند در منطقه اي نسبتا وسيع
نيز اتفاق مي افتند در حاليکه باران هاي قبلي منطقه کوچکي را تحت تاثير
قرار ميدهند اين نوع بارش گر چه از نظر برنامه ريزي قابل کنترل و استفاده
هستند و براي اراضي کشاورزي و ديم مناسب اند براي مناطق مرتفع نيز بسيار
مفيد هستند ولي در حوضه هاي رودخانه اي وسيع مي توانند موجب ايجاد طغيان در
رودخانه ها و ايجاد سيلاب در مسيل ها گردند.
سه : باران هاي ملايم Lightrain
اين باران ها شدتشان کمتر از 5/2 ميلمتر در ساعت است ولي مي توانند مانند باران هاي قبلي در زمان نسبتاً طولاني تري ببارند.
2-3-9-1: برف Snow
انجماد بخار آب بصورت بلورهاي هگزاگونال ( شش
ضلعي) و سپس اتصال آن ها بهمديگر برف را توليد مي کنند، برف معمولاً در
عرض هاي بالا و ارتفاعات عرض هاي متوسط مي بارد، در مناطق خشک و نيمه خشکي
مثل ايران برفگيري کوهستان ها باعث ايجاد ذخيره مطمئن آب در فصل خشک مي
گردد، در حقيقت بيش از نيمي از مصرف آب کشور نتيجه ذوب برف ها در کانون هاي
برفگير بوده که در فصل خشک ذوب شده و در بستر رودخانه ها جريان يافته و در
پشت سدها ذخيره شده و به مصرف تأمين آب شهرنشينان- روستائيان و فعاليت هاي
آن ها مي رسد. در برنامه ريزي هاي شهري توجه به کانون هاي برفگير مجاور
شهرها در تامين آب شهر داراي اهميت زيادي مي باشد .
3-3-9-1: تگرگ : Hail
تگرگ نتيجه تبخير – ذوب و انجماد مکرر ذرات
آب و يخ و بخار در حين سقوط در جو است، از ويژگي هاي تگرگ ها قطر زياد آن
ها نسبت به قطرات باران است ، که معمولاً بيش از 5 ميليمتر است ولي تگرگ
هايي با قطر 125 ميليمتر نيز گزارش شده است، افزايش قطر تگرگ به تعداد
دفعات ذوب و انجماد آن ها بستگي دارد که در حين عبور از لايه هاي مختلف
حرارتي ابرها و جو اتفاق مي افتد. مقطع يک تگرگ در مشاهده مستقيم نشان
دهنده لايه هاي متحدالمرکزي است که لايه ها نشان دهنده دفعات ذوب و انجماد
مکرر است.
بارش تگرگ ها مي تواند ضمن تخريب خاک- درختان به نقاط شهري نيز آسيب هايي وارد نمايند.
+ نوشته شده توسط حسین خالدی در شنبه پانزدهم مهر 1391 و ساعت
18:53 | آرشیو نظرات
جزوه درسی کلیماتولوژی شهری . دکترمحمدرضا اصغری مقدم (فصل دوم و سوم)
جزوه درسی کلیماتولوژی شهری . دکترمحمدرضا اصغری مقدم (فصل دوم و سوم)
فصل دوم
بررسي عوامل تأثير گذار بر اقليم شهر
تقريباً همه دانش آموختگان جغرافيا و بويژه
دانشجويان جغرافياي انساني کم و بيش با تأثير عوامل اقليمي بر مراکز جمعيتي
اعم از شهري و روستايي واقفند و در اين بحث بطور خلاصه به بيان اين مطالب
مي پردازيم .
1-2: مقدمه :
در پي افزايش جمعيت در شهرها در کشورهاي
مختلف جهان گسترش افقي شهرها و تغيير کاربري اراضي را موجب شده که نتيجه آن
کاهش سطوح پوشش گياهي طبيعي – نابودي خاک – محدود شدن حريم رودخانه ها –
آلودگي درياچه ها و درياها و .... کم وبيش بر شرايط آب و هوايي شهرها تأثير
گذاشته است از طرف ديگر وجود ساختمان هاي بلند . ورود ذرات گرد و غبار و
آيروسل ها به جو، مستقيماً ناشي از فعاليت هاي انساني در شهرها مي باشد.
بنابراين فعاليت هاي انسان در شهرها و مناطق شهري مي تواند بر روي رژيم حرارتي – بارش- باد و... تأثير گذارد.
گرچه امروزه محققين به علت ناکافي بودن
اطلاعات اقليمي ناشي از کمبود ايستگاه هاي هواشناسي و اعتبارات مالي مورد
نياز و .... در ايران نتوانسته اند آنگونه كه بايد تأثيرات اقليم برشهر و
يا بهتر بگوييم تأثيرات توسعه شهرنشيني بر شرايط اقليمي را مورد مطالعه
قرار دهند ولي فعاليت هايي که توسط افراد مختلف به عمل آمده در اين بحث
مورد استفاده قرار گرفته و نتيجه اين اطلاعات در صفحات بعد ارائه مي شود.
2-2 بررسي اقليم شهر:
شهر به عنوان يک مکان جغرافيايي پويا ابتدا،
تحت تأثير شرايط اقليمي است که بر آن محيط جغرافيايي که شهر در آن مستقر
شده قرار دارد حاکم است. در اين بحث به بررسي عوامل موثر بر اقليم شهر مي
پردازيم:
1-2-2: موقعيت جغرافيايي: گرچه موقعيت
جغرافيايي از عوامل اقليمي نمي باشد ولي قرارگيري شهر در رابطه با خط استوا
شرايط آب و هوايي آن ر امشخص مي کند. زيرا هر چه يک مکان جغرافيايي به عرض
جغرافيايي کمتري تعلق داشته باشد تحت تأثير انرژي تابشي بيشتري قرار گرفته
و با دريافت انرژي بيشتر رو به رو مي باشد. ازاين جهت بيان عرض جغرافيايي
يک شهر بيان کننده زاويه تابش- ميزان نور وانرژي تابشي- ساعات شبانه روز و
... مي باشد و از اين لحاظ بايستي در ساخت و ساز هاي شهر که در رابطه اقليم
است اين موقعيت ملحوظ گردد.
براي مثال شهرهاي خوزستان و هرمزگان را با
آذر بايجان و خراسان شمالي مقايسه کنيد. در بررسي هاي انجام شده بر روي
ساخت و سازهاي شهرهاي جنوبي ملاحظه مي شود که ساختمان ها معمولاً پشت به
آفتاب احداث مي گردند، ورودي ها داراي کنسول بوده که از تابش مستقيم آفتاب
به پنجره ها و نورگيرها و ورودي ها جلوگيري مي شود. در حاليکه در آذربايجان
وخراسان شمالي براي برخورداري از حداکثر تابش آفتاب و دريافت انرژي
خورشيدي سازه ها رو به آفتاب احداث مي گردند و در بيشتر موارد سعي مي شود
که نورگيرها و پنجره ها مستقيماً انرژي خورشيدي را به داخل بناها هدايت
کنند.
در اين ميان شهرهاي داخلي فلات که از يک طرف
با تابستان هاي گرم و خشک و طولاني روبه رو هستند و از طرف ديگر داراي
زمستان هاي سرد مي باشند ، بناها را طوري احداث مي کنند که در زمستان
بيشترين انرژي را دريافت دارند و در تابستان ها حداقل انرژي و از اين نظرات
با حياط هايي روبه رو مي شويم که در دو يا سه طرف آن ها بناهاي مسکوني
ساخته شده است، ساختمان ها داراي بهار خوا ب واتاق ها و سردابه و زيرزمين
هستند. اين شرايط تحت عنوان معماري همساز با اقليم مطرح مي گردد. که بخصوص
در ايران بسيار قابل اهميت مي باشد و در معماري قديم ايران بخوبي رعايت مي
شده، متاسفانه در پنجاه سال اخير که همزمان با رشد سريع شهر نشيني مي باشد،
اين همسازي از ميان رفته و به همين علت برمصرف انرژي بخصوص برق و گاز
افزوده شده است. در بسياري از مناطق با درنظر گرفتن شرايط همسازي معماري با
اقليم مي توان در کاهش انرژي به ميزان قابل توجه اثر گذاشت.
3-2-2: شرايط توپوگرافي :
شرايط توپوگرافي نيزمستقيماً عامل اقليمي
محسوب نمي گردد ولي در تاثير گذاري عوامل اقليمي موثر مي باشند زيرا اراضي
شيبدار- دشت ها- دامنه ها- ضمن آن که مي توانند بر دريافت انرژي خورشيدي
تأثير گذار باشند باعث جابجايي انرژي نيز توسط جريان هاي جابجايي مي گردند
که نقش عمده اي ضمن آن که در تعديل حرارت و رطوبت دارند باعث تخليه شهر از
مواد آلوده مي گردند.
3-2-2-:عامل ارتفاع:
اين عامل چون دو عامل قبلي مستقيماً عامل
اقليمي محسوب نمي گردد ولي خود باعث تغيير اقليم مي گردد و به عبارت ديگر
بر اقليم شهر تأثير گذار مي شود.
براي مثال دو شهر که بر روي يک عرض جغرافيايي
قرار مي گيرند قاعدتاً بايد داراي اقليمي واحد باشند ولي عامل ارتفاع باعث
مي شود که هر کدام از اقليمي جداگانه برخوردار باشند، مقايسه کنيد شهرهاي
دزفول و شهر کرد را با همديگر از نظر اقليمي زيرا تقريباً بر روي يک عرض
جغرافيايي قرار گرفته اند .
گاهي عامل ارتفاع مي تواند باعث شود دو شهر
را که در عرض هاي متفاوت قرار دارند داراي اقليمي کم و بيش همسان بوده و
باشند، براي مثال شهر شيراز درعرض جغرافيايي 29 درجه و 36 دقيقه شمالي و
شهر تهران 35 درجه در 35 دقيقه تا 36 و 42 دقيقه قرار دارند ولي ارتفاع
تقريباً همسان هر دو از سطح دريا باعث شده است که ميانگين دماي اندو بهم
نزديک باشد شيراز c9/16 و تهران حدود c 2/17 . (شرك پي رود ، 1374)
4-2-2: توده هاي هواي تاثير گذار:
قرار گيري شهرها در مسير توده هاي هوا تاثير
گذار مثل هواي مديترانه اي سوداني – مونسون و ... که در رابطه مي باشد
باوجود مراکز فشار باعث تفاوت شرايط جوي در نواحي جغرافيايي مي گردد.
مثلاً غرب ايران در مسير توده هاي هواي باران
آور غربي هستند بنابراين از ميزان باران بيشتري برخوردارند. از اقليم
مناسبتري نيز برخوردار ند.
در حاليکه شرق ايران که در مسير توده پر فشار
جنب سيبري و جنب حاره اي قرار دارد جزء مناطق خشک محسوب مي گردد. که در
تابستان ها از دماي بسيار بالايي برخور دارد است و در زمستان ها نيز بر عکس
هواي سرد و خشک بر آن حاکم است و يا صحنه وزش باد هاي خشک و سرد يا گرم و
سوزان مي باشد.
محدوده کوچکي از جنوب شرقي ايران تحت تأثير توده هاي مونسون هندوستان قرار گرفته و داراي بارندگي تابستاني نيز ميباشد.
5-2-2: کوهستان ها و جهت آن ها:
کوهستان ها به علت ارتفاعي که از سطح دريا
دارند همان طور که قبلاً گفته شد تاثيرزيادي بر شرايط اقليمي دارند، زيرا
يکي از ويژگي هاي ارتفاعات داشتن هواي شفاف و سبک است که به همين علت از
نظر فشار و دما با نواحي پست مجاور خود داراي اختلاف است و اين اختلاف دما
بصورت تبادل انرژي و جابجايي هوا که اصطلاحاً نسيم کوه به دشت و دشت بكوه
ناميده مي شود بر هواي شهرهاي مجاور تأثير مي گذارد، از طرف ديگر باتوجه
باينکه بخصوص در نيمه شمال ايران بارندگي در ارتفاعات بصورت برف است اين
کوهستان ها بعنوان مرکز ذخيره آب فصول گرم شهرهاي مجاور خود مي باشند.
به شهرهاي خوزستان – کرمانشاهان و .... توجه نمايند.
از طرف ديگر در فصل بهار کوهستان مي توانند
بارش هاي اور-گرافيک را بوجود آورند از طرف ديگر کوهستان ها با توجه به
جهتشان مي توانند باعث خشکي شهرهاي (نسار) نسارشوند و يا برعكس با جهت گيري
مناسبشان باعث دريافت بارش بيشتر شهرهاي مجاور گردند.
همچنين وجود کوهستان ها و جهت آن ها مي توانند نقش عمده اي در آلودگي و يا کاهش آلودگي هواي شهرها موثر باشند.
فصل سوم
تأثير فعاليت شهرنشينان بر اقليم شهري
1-3 مقدمه :
توسعه شهر نشيني و فعاليت هاي انساني و
همچنين فرآيند ساخت و سازهاي شهري خواه ناخواه بر شرايط اقليمي شهر تأثير
مي گذارد، زيرا فرآيند شهر نشيني همراه است با:
يك: کاهش و يا نابودي پوشش گياهي طبيعي زمين که در نتيجه باعث جذب انرژي تابشي بيشتري توسط زمين مي شود.
دو: توسعه ساخت و سازهاي شهري بخصوص در سطوح گسترده و ارتفاع زياد بر جريان هوا تأثير مي گذارد.
سه : فعاليت هاي مختلف انساني مانند حمل و
نقل . مراکز توليدي و ... پيوسته همراه با مصرف انرژي بوده که در پروسه
توليد مقداري از آن در فضا پراکنده مي شود و افزايش دماي شهر را بدنبال
دارد .
چهار: جمعيت فعال و متراکم شهري به ميزان زيادي انرژي گرمايي توليد مي کنتد.
پنج: فعاليت هاي مختلف انساني به توليد ميزان زيادي انواع گازها – بخارات – گرد و غبار – آيروسل و... منجر مي شود.
از آن جايي که مواد مذكور در مراکز شهري و
هسته هاي اصلي از تراکم بيشتري برخوردار است باعث مي شود که در اين نقاط
مراکز دمايي پيدا شود که از ميزان دماي بيشتري نسبت به ساير نواحي شهري و
نواحي مجاور خويش برخوردار باشند.
اين مراکز ر ا اصطلاحاً ( جزيره گرمايي ) مي
گويند براي مثال در شرق تهران در محدوده ميدان خراسان – ميدان شهدا – ميدان
بهارستان – ميدان امام حسين تا اواخر خيابان پيروزي يک جزيره گرمايي متسقر
است که تفاوت دمايي متوسط آن 6/3 درجه سانتي گراد نسبت به نواحي مجاور
است، اين تحقيق مربوط مي شود به سال 1377 که توسط آقاي رجبعلي پاک مطالعه
شده بود .
همين موضوع در قالب يک پروژه کارشناسي ارشد
توسط خانم مژگان افشاري در سال 1382 مورد بررسي قرار گرفت متوجه رشد جزيره
مذکور- تا محدوده ميدان آزادي شده و از طرف ديگر شبيه همين جزيره بر روي
شهر کرج در غرب اين جزيره تشکيل شده که مي توان بعدها ارتباط اين دو جزيره
را بهتر مورد مطالعه قرار داد.
با توجه به مطالب مذکور مي توان گفت فعاليت
هاي اقتصادي – اجتماعي شهر نشينان موجب ايجاد تغييراتي در عوامل اقليمي مثل
دما- بارش – باد در نواحي شهري مي شود که در اينجا بطور خلاصه به بررسي آن
ها مي پردازيم .
2-3 تاثير فعاليت هاي شهرنشينان بر دماي نواحي شهري :
بر اساس اصول اقليم شناسي بر هر نقطه از سطح
زمين مقداري انرژي تابشي از خورشيد مي رسد كه ميزان آن در رابطه با عرض
جغرافيايي و ساير شرايطي كه گفته شد تغيير مي يابد.
در فرآيند توسعه شهري در وهله اول پوشش گياهي
طبيعي به شدت آسيب ديده و دستخوش تغييرات مي شود که مهمترين آن ها به زير
ساخت و سازهاي شهري در آمدن و بر روي آن ها بناهاي کوتاه و بلند استقرار
يافتن است .
ساخت و سازهاي شهري با توجه به جنس مصالح به
کار رفته در آن ها جهت ساخت و سازها- نوع و جنس پوشش ساختمان ها – سطوح
معابر، به جذب بيشتر انرژي در بافت شهري منجر مي گردد. از طرف ديگر شرايط
مذکور باعث کاهش شديد آلبيدوي شهرمي گردد و در نتيجه انرژي رسيده که از سطح
زمين بايد به جو بازتاب شود کاهش مي يابد و در سطح شهر باقي مي ماند.
جهت کوچه ها و معابر در شهرها نيز طوري ممکن
است با شد که برخي از آن ها در فصل سرد گاهي براي چند هفته هيچ انرژي
خورشيدي دريافت ننمايند. بنابراين سهم اين معابر از انرژي خورشيدي کمتر مي
باشد. انرژي دريافتي کمتر و کاهش آلبيدو در سطح شهر و دريافت انرژي بيشتر
از اين طريق به علل پيش گفته در مطالعات اقليمي شهر بسيار حائز اهميت است.
از طرف ديگر وجود ذرات جامد (آيروسل ها )
مانند گردو غبار – گازها و بخارها باعث جذب بيشتر انرژي خورشيدي در طيف
ماوراي قرمز مي گردد.
اين ذرات مانع خروج تشعشات زمين د رطول موج
مذکور به جو مي گردد در مورد بازتاب زميني (تشعشات) که به صورت مادون قرمز
از زمين خارج مي گردد، بايدگفت به ميزان زيادي بستگي به پوشش سطح زمين
دارد. مثلاً يك پاركينگ آسفالته مي تواند 11 تا 12 درصد انرژي تشعشعي
بيشتري از اراضي با همان وسعت با پوشش گندم از خود ساطع کند.
ولي بايد گفت روي هم رفته تشعشات خالص مادون قرمز در يک شهر نسبت به نواحي خارج شهر کمتر است.
فعاليت هاي اقتصادي و اجتماعي موجود در سطح
شهر ها که به مصرف انرژي منجر مي شود نيز همان طور که مي دانيم باعث افزايش
دما د رسطح شهر مي گردد که تحت عنوان انرژي آنتروپي ناميده مي شود.
انرژي آنترويي در زمستان ها به علت استفاده
از انواع وسايل گرمايشي براي مناسب کردن محيط هاي زندگي وکار افزايش
چشمگيري پيدا مي کند. بهترين منابع انرژي آنترويي عبارتند از:
يك: دستگاه هايي که انرژِي گرمايشي توليدي مي
کنند مانند شوفاژ ها – بخاري ها – دستگاه هاي نوري و ... برخي از اين
دستگاه علاوه بر آن که توليد انرژي مي کنند و مقداري از آن را نيز مستقيماً
به فضاي شهر وارد مي کنند مثل شوفاژ ها و بخاري ها که از طريق لوله هاي
دود کش انرژي را مستقيماً به فضا وارد مي کنند، بعلت توليد برخي از گازها
بر اقليم شهر تأثيرات ديگري نيز مي گذارند.
دو- انرژي حاصل از حركت وسايل حمل و نقل
شهري، که اين وسايل نيز از طريق اگزوز هاي خود هميشه مقداري انرژي گرمايشي و
مقدار زيادي نيز گازهاي آلوده کننده و بخار آب به جو شهر وارد مي کنند.
سه - انرژي حاصل از فعاليت موتورها و دستگاهها در کارخانه ها عيناً مانند دو مورد فوق بر اقليم شهر و بخصوص دما تأثير گذارند .
چهار- انرژي حاصل از فعاليت هاي متابوليسم انساني شهرنشينان .
عوامل فوق هم بر دماي شهر و هم برايجاد جزيره حرارتي تأثير مي گذارند که رابطه مستقيمي با جمعيت شهر و توسعه شهرنشيني دارد.
3-3 : عوامل ديگر تأثير گذار بر دما و جزيره حرارتي شهر:
به جزء عواملي که در فوق بآن اشاره کرديم
عوامل ديگري نيز هستند که بر دماي شهر و ايجاد گسترش و يا عدم گسترش جزيره
حرارتي تأثير مي گذارند و عبارتند از: شرايط و پديده هاي ژئوفولوژيکي حاکم
بر شهر (مثل شهر تهران ) – نوع بارندگي و ميزان بارندگي شهر در زمستان –
پوشش گياهي و نوع آن – وزش باد سرعت و جهت آن- عرض معابر و جهت آن ها- جنس
مصالح غالب بکار رفته در شهر- رنگ ساختمان ها و بام ها- جنس و نوع سطوح
پوشش بام ها و معابر شد.
توسعه جزيره حرارتي به ميزان زيادي به شرايط
اقليمي بستگي دارد، بخصوص مراکز شهر ها و محلاتي از شهر که پشت به باد
دارند، در اين حالت انحراف از ميانگين دما در طول سال بين مركز شهر و نواحي
مجاور وجود دارد كه در ميان عوامل اقليمي باد نقش عمده اي دارد، زيرا هر
قدر سرعت باد بيشتر باشد اختلاف دما بين مرکز شهر و نواحي مجاور بيشتر
خواهد بود .
4-3 : تأثير فعاليت شهرنشينان بر ميزان بارندگي شهر:
گرچه هنوز تأثير فعاليت هاي شهرنشينان بر
ميزان بارندگي شهر بطور کامل مشخص نگرديده است و در ايران نيز اين موضوع
بطور جدي مورد مطالعه قرار نگرفته است. اما بايد گفت گرچه تأثيرات فعاليت
هاي انساني براساس ويژگي هاي اقليمي هر منطقه مي تواند متفاوت بوده باشد
ولي اين تأثيرات بر سيستم بارندگي بايد پيچيده و متغيير باشد.
براي مثال فعاليت هاي انساني که به ايجاد
آيروسل ها منجر مي گردد مي تواند هسته هاي تراکم را براي ايجاد بارش فراهم
سازد ( افزايش ميزان بارش در شرق جزيره حرارتي تهران نسبت به غرب آن ) ولي
از طرف ديگر افزايش دماي شهر باعث افزايش ظرفيت رطوبت پذيري هواي شهر شده و
نقطه اشباع بالا مي رود.
بطور کلي در اثر فعاليت هاي انساني مقدار
بخار آب موجود در هواي شهر کمي دگرگون مي شود و رطوبت نسبي کاهش مي يابد و
ميزان بارندگي و شکل آن نيز به منطقه آب و هوايي – فصل و توده هاي هوايي که
منطقه را تحت تأثير قرار مي دهد بستگي دارد.
ميزان رطوبت نسبي در مناطق شهر نسبت به نواحي
مجاور شهر کمتر است ، به خصوص وجود جزيره حرارتي مستقر بر روي شهر باعث
کاهش رطوبت نسبي شهر مي گردد. زيرا هر چقدر ميزان دما افزايش پيدا کند همان
طوريکه گفته شد ظرفيت رطوبت پذيري هوا بيشتر مي شود و به همين علت است که
مرکز شهر خشک تر از ساير نواحي شهر مي باشد.
از آن جايي که جو هميشه حاوي مقدار زيادي
ذرات ريز گرد و غبار – بخار آب و انواع گازها مي باشد، ذرات مزبور مي
توانند به ذرات بخار آب پيوسته و ايجاد مه کنند، بنابراين مه و بارندگي از
پديده هايي هستند که در اثر فعاليت هاي انساني در شهرها و مراکز آن ها مي
توانند ايجاد گردد.
تغييراتي که مه و بارندگي در فضاي شهري امکان ايجاد آن ها را دارند به طور خلاصه عبارتند از:
1-4-3: مه:
در اثر پيوستن ذرات گرد و غبار و بخار آب در
جو مجاور سطح زمين مه ايجاد مي شود، توسعه شهرنشيني مي تواند در ايجاد مه و
مه آلودگي موثر واقع گردد که بر اساس موقعيت جغرافيايي و اقليمي شهر در
تابستان ها به حدود 30 درصد و در زمستان ها گاهي به 100 درصد نيز ممکن است
برسد (وا ليبرگ 1916 )
ولي در زماني که جزيره حرارتي برفراز يک شهر
به گستردگي کافي براي تأثير گذاري به مه آلودگي برسد، از توان روزهايي که
هوا اشباع شود کاسته مي گردد و رطوبت نسبي به ميزان قابل توجهي کاهش پيدا
مي کند و در نتيجه روزها ي مه آلوده کاهش پيدا مي کند.
اثرگذاري هوا با ذرات ريز در پراکندگي مه در
اطراف مناطق متراکم شهري به صورت روزهاي مه آلوده ظاهر مي گردد که مقدار آن
بستگي دارد به مقدار روزهايي که در ان وزش باد نيز وجود دارد .
از طرف ديگر تشعشات خورشيدي در اثر آلودگي
هاي مذکور کاهش مي يابد ولي جزيره گرمايي در ضمن کاهش تعداد روزهاي مه
آلوده ، دوره تشعشات خورشيدي را نيز تداوم مي دهد.
2-4-3: بارندگي
براساس مطالعات انجام شده، فعاليت هاي
شهرنشينان باعث افزايش ابرناکي و بارندگي در شهر تا ميزان 10 درصد مي گردد،
علت اين امر وجود سيستم هاي هواي پايدار و نا پايدار مي باشد.
از آن جايي که توده هاي هواي ناپايدار تمايل
به صعود دارند و عواملي مانند افزايش ناهمواري – دما و آلودگي صعو د توده
هاي هوا را تسريع مي کنند، به همين علت امکان ايجاد بارش هاي شديد و توفاني
وجود دارد، در حالي که توده هاي هواي پايدار که تمايلي به صعود ندارند
چنين امکاني را فراهم نمي آورند.
ناهمواري هاي مجاور و درون بافت شهري از
عوامل موثر در صعود توده هاي هواي ناپايدار مي باشند که در بررسي هاي
اقليمي نقش انکار ناپذيري دارند جزيره گرمايي نيز بر پايداري يا عدم
پايداري هوا و بارندگي بي تاثير نميباشد گرچه زماني که توده هاي هواي سرد و
مرطوب بر فراز شهرمي رسند به علت ارتفاعشان ممکن است هيچ تماس با جزيره
گرمايي نداشته باشند و درظاهر هيچ افزايش بارندگي بوقوع نمي پيوندد ولي
زماني که توده هواي ناپايدار تمايل به صعود پيدا مي کند و با لايه هاي
بالايي جزيره گرمايي تماس حاصل مي کند، چون اين لايه از لايه هاي بالايي
جزيره گرمايي سردتر مي باشد، وجود جزيره گرمايي فرآيند صعود را تقويت مي
نمايد و جابجايي توده هوا باعث ايجاد توفان و بارش هاي توفاني قابل ملاحظه
اي ميگردد، در حالي که نواحي مجاور جزيره حرارتي از چنين بارش محروم مي
باشند.
شرق جزيره گرمايي که بر تهران مستقر شده است
در طول سال 30 ميلي متر نسبت به نواحي مجاور بارندگي بيشتري دارد . ( پا ک –
رجبعلي 1377 )
علت اينگونه بارش ها همان طور که گفته شد
تماس لايه هاي پائيني توده هواي سرد ناپايدار با لايه هاي بالايي جزيره
گرمايي و وجود ذرات ريز موجود در جو به خصوص بر فراز کارخانه ها ميباشد، که
گرچه آلودگي هوا را افزايش مي دهند ولي از طرف ديگر همين ذرات قادرند به
صورت هسته هاي تراکم وارد فرآيند بارش گردند، بطور کلي در يک شهر ميزان
بارندگي به شرايط زير هم بستگي دارد.
يك: موقعيت شهر در منطقه آب و هوايي که
بيشترين يا کمترين نسبت توده هاي هواي ناپايدار را که بر اثر شهر نشيني
بسيار حساس هستند تعيين خواهد کرد .
دو: موقعيت شهر در چهار چوب ناحيه اي :
مجاورت با دريا- موقعيت در منطقه پشت به بادي يا باد پناهي ، مثل يک شهر
دره اي يا يک شهر در ميان مجموعه اي از تپه هاي نزديک به هم يا يک منطقه
کوهستاني .
سه: چشم انداز شهر، موقعيت شهر در يک ناحيه پست- بر روي يک دامنه واقع در معرض بادهاي باراني و...
چهارم: موقعيت شهر در منطقه انبوه شهري: حومه هاي واقع در جهت مخالف وزش باد، مرکز شهر با بارش بيشتر.
پنج: نوع ساختمان ها: محله هايي با ساختمان مرتفع ضمن ايجاد تشديد ناهمواري باعث فقدان پوشش گياهي مناسب نيز مي گردد.
3-3 تأثير شهرنشينان بر جابجايي هوا ( باد ) :
ساخت و سازهاي شهري و بخصوص ساختمان هاي
مرتفع باعث تأثير سرعت و جهت باد مي شود . مورفولوژي کالبدي شهر عامل بسيار
مهمي در کاهش سرعت ميانگين جريان هوا به خصوص درسطح زمين مي باشد . کاهش
سرعت جريان هوا در شهر بادرصد ساخت وسازها و ناهمواري هاي ايجاد شده توسط
انسان ها در رابطه اي غير مستقيم قرار دارد، يعني هر چه مورفولوژي شهر از
ناهمواري بيشتري برخوردار باشد سرعت باد در سطح شهر کاهش کمتري پيدا مي
کند. از طرف ديگر معابري که در جهت باد قرار دارند و در اطراف آن ها بافت
فشرده اي از ساختمان ها وجود دارد، جريان باد در آن ها کاناليزه شده و در
مواقعي که سرعت باد افزايش مي يابد باعث ايجاد خسارات و حوادثي از قبيل
کنده شدن درختان از ريشه، شکستن و افتادن تيرهاي برق و تابلوهاي مختلف در
سطح شهر و ... مي گردد.
به عبارت ديگر بايد گفت شکل معابر و وجود
بناهاي مرتفع باعث هدايت هوا در مسير هاي مشخصي مي گردد که چنانچه ساختمان
هاي مذکور بهم متصل و فشرده باشند نقش تونل يا کانالي را ايفا مي کنندکه
ضمن هدايت باد در مسيري مشخص در پاره اي از موارد افزايش سرعت باد را نيز
در پي دارد، اما چنانچه ساختمان هايي که در دو طرف معابر قرار گرفته اند
بهم چسبيده و پيوسته نباشند و در فاصله هايي از هم جدا شوند باعث مي گردد
که باد از مسيرخارج شده و ساختمان ها رادور بزند، دور زدن جريان هوا
ساختمان ها را باعث بوجود امدن گرد باد در سطح شهر مي گردد براي مثال
چنانچه جريان هوا وقتي به ساختمان هاي مرتفع برخورد مي کند که اطراف آن جهت
عبور هوا آزاد باشد. جريان هوا به طرفين منحرف مي شود ( شکل يک ) در حالي
که يک جبهه از هوا در معرض برخورد باد قرار مي گيرد و جبهه مقابل در شرايط
آرامش قرار دارد. در اين شرايط معابري که در دو طرف ساختمان قرار دارند در
معرض شديد وزش باد قرار مي گيرند، که در نواحي خشک و نيمه خشک مي تواند در
فصل خاصي مشکل آفرين گردد.
ولي چنانچه ساختمان ها بصورت رديفي و بهم
پيوسته باشند و درمقابل وزش توده هوا واقع شوند، معمولاً باد پس از برخورد
با آن ها بسمت بالا متمايل مي گردد و از روي ساختمان عبور مي کند. ( شکل دو
)
در چنين حالتي اگر ساختمان هاي بعدي در فاصله
کوتاهي قرار گرفته باشند دو حالت انفاق مي افتد اگر فاصله خيلي کم باشد
توده هوا از بالاي ساختمان هاي بعدي نيز رد ميشود. ( شکل 3 )
اما اگر فاصله بناهاي بعدي قدري بيشتر ازهم
باشد جريان اصلي هوا از بالاي ساختمان ها رد مي شود ولي بين دو ساختمان
ممکن است بين دو بنا جريان بوجود آيد شبيه تونل باد که ممکن است براي
ساکنين بين دو بنا مشکل آفرين شود . ( شکل 4 )
اما اگر فاصله بين دو بنا بيشتر شود جريان
هوابين دو بلوک تبديل به يک جريان و الگوي پيچيده اي مي گردد که مرتباً با
جريان هوايي که بين دو بلوک فرو مي ريزد تداخل پيدا کرده و تداوم مي يابد. (
شکل پنج )
مطالب فوق از يک رابطه رياضي کلي پيروي مي
کند و آن عبارتست از : که H ارتفاع بنا و W مساحت بين دو بنا مي باشد. اين
رابطه براي ساختمان هاي شکل 3 کمتر از 3/0 تاحداکثر 4/0 است و براي ساختمان
هاي شکل 4 حدود 8/0 تا 9/0 است و براي ساختمان هاي شکل 5 حدود 65/0 تا 7/0
مي باشد.
ساختمان هاي بلند و بافاصله نزديک به هم باعث
مي گردند که جريانات هواي ارتفاع بالا را به سمت پائين منحرف گردد و باعث
ايجاد جريان باد در سمت مقابل و حاشيه ساختمان ها مي گردد که در اين حالت
سرعت باد در معابر مجاور سه برابر معابري است که از اين بناها فاصله دارند.
در مورد نقش مورفولوژي شهر در رابطه با باد
بايستي گفت معماران و طراحان ايراني در گذشته شناخت خوبي داشته اند ونتيجه
ان ايجاد شهرهاي قديمي ايران از جمله يزد ، كرمان ، سمنان و تبس سابق و ...
مي باشد ، كه از اين رابطه به خوبي جهت ايجاد معابر و هدايت جريان هوا به
داخل بناها استفاده كرده اند . در شهرهايي كه در كنار رودخانه و يا سواحل
واقع شده اند و يا شهرهايي كه در مجاورت كوهستان ها قرار گرفته اند و يا
شهرهايي كه از ميان آن ها رودخانه اي در جريان است ، معابر و محلات مجاور
آنها را طوري طراحي كرده اند كه پيوسته هواي خنكي به سمت مركز شهر كه داراي
گرماي بيشتري مي باشد جريان داشته باشد ، اين هوا به علت آن كه خنك تر مي
باشد به زير هواي گرم تر مركز شهر خزيده و نهايتاً باعث تعديل هوا در نواحي
مركز شهر مي گردد. در نواحي مجاور كوهستان ها و اطراف سواحل دريا نيز هواي
خنكي تحت عنوان نسيم كوه به دشت و يا نسيم ساحل به دريا و دريا به ساحل
جريان دارد كه به تعديل هوا در محلات شهرهاي مجاور منجر مي گردد . اما
احداث بناهاي عمود بر مسير جريانات هواي مذكور مانع از نفوذ آن ها به داخل
شهرها مي گردد در حالي كه معابري كه منطبق بر جريان نسيم هاي مذكور است
موجب هدايت اين جريانات تا مركز شهر مي گردد كه تخليه شهر را از هواي آلوده
امكانپذير مي سازد.
4-3-شهر و جزيره گرمايي :
گر چه در اين مورد قبلاً نيز صحبت شد ولي
براي درك بهتر اين موضوع و تأثير جزيره گرمايي بر شهر و فعاليت شهر بر
جزيره حرارتي اين بحث را از جهت ديگري مطرح مي كنيم.
بر حسب معمول بر اساس آنچه تا كنون بيان
كرديم دماي مناطق شهري از حاشيه شهر بيشتر است و شدت آن به عوامل متعددي از
جمله وسعت شهر و مورفولوژي شهر بستگي دارد.
وسعت شهر باعث مي گردد كه جذب انرژي در اثر
تغييرات كاربري اراضي داراي پوشش گياهي به اراضي با پوشش گياهي كم و يا
اصلاً فاقد پوشش گياهي افزايش يابد . از طرف ديگر انبوه ساخت و سازهاي شهري
و انبوه تنگاتنگ بناها و ايجاد معابر باريك نيز افزايش دريافت دما را در
سطح شهر در پي دارد. اين افزايش دما كه از طريق تغيير كاربري بوجود مي آيد .
باضافه افزايش مصرف انرژي ناشي از افزايش جمعيت بخصوص در عرض هاي
جغرافيايي كه ماه هايي از سال را شهرنشينان با مصرف انواع سوخت هاي مختلف
انرژي مورد نياز محيط را تأمين مي كنند. به افزايش دماي محيط بيروني نيز
منجر مي گردد.
البته در عرض هاي پائين تر جغرافيايي نيز
زماني كه بخواهيم هواي درون ساختمان هاي مسكوني – اداري و تجاري را بوسيله
سيستم تهويه مطبوع تنظيم نمائيم مجبور به مصرف انواع انرژي هستيم كه خود
باعث افزايش دماي محيط بيروني مي شود (كولرهاي گازي).
از طرف ديگر كاهش پوشش گياهي در اثر توسعه
شهري نيز افزايش دماي محيط بيروني را نيز بدنبال دارد زيرا كه گياهان نيز
از طريق تبخير و تعرق بعنوان يك سيستم خنك كننده محيط طبيعي عمل مي كنند و
در صورتي كه از بين برده شوند ميزان خنك كنندگي محيط از اين طريق كاهش
يافته و منجر به گرم شدن محيط بيروني مي شود. از طرف ديگر با توسعه مناطق
شهري از ميزان نفوذ پذيري زمين كاسته مي گردد و در عوض آب هايي كه بايستي
در زمين فرو رفته و باعث خنكي هواي محيط اطراف خاك شود ، سريعاً توسط سيستم
هاي جمع آوري آب هاي سطحي از دسترس خارج گرديده ، بنابراين خود تبديل به
عامل افزايش دماي محيط شهر مي گردد.
عوامل مورد اشاره باعث مي گردد دماي فضاي شهر
نسبت به نقاط حومه شهر به ميزان قابل توجهي تفاوت داشته با شد كه اين
محدوده با درجه حرارت بيشتر از نقاط مجاور جزيره حرارتي شهر ناميده مي شود .
از طرف ديگر جزيره حرارتي شهري بر فراز هر
شهر در سه بعد به شكل گنبدي شكل مي گيرد ، كه معمولاً تحت تأثير بادهاي
بلند يا كوتاه سينوپتيك قرار مي گيرد. در شكل هاي صفحه بعد اين وضعيت نشان
داده شده است.
معمولاً يك جزيره حرارتي تا ارتفاع 1000 متري
ادامه مي يابد و بعد از آن از بين مي رود ولي اهميت آن تا ارتفاع كمي
بالاتر از 50 متر است
كه تا ارتفاع 150 متري كاهش دماي جزيره تا 2 درجه سانتيگراد مي رسد و از ارتفاع 550 متري تقريباً اثرات آن از بين مي رود.
اثر ديگر جزيره حرارتي كاهش رطوبت نسبي هواي شهر است ، در نتيجه كاهش روزهاي آلوده است.
همان طور كه قبلاً گفته شده بارندگي و مقدار
آن در جزيره حرارتي در همه جا يكسان نيست ، بطوري كه براي جزيره حرارتي
تهران تفاوت بارندگي غرب تا شرق آن به حدود 30 ميليمتر مي رسد.
وجود اختلاف دما بين محدوده جزيره گرماي
مستقر بر روي شهر و نواحي مجاور شهر يك جريان جابجايي هوا را باعث مي شود
كه مانند نسيم كوه به دشت است.
5-3-تغييرات دما در سطح شهر :
با توجه به اينكه تنوع جنس مواد بكار گرفته
شده در ساخت بنا ها در شهرها يكي از ويژگي هاي آن ها مي باشد ، مي توان گفت
حتي در يك محله كوچك مواد سازنده ساخت و سازها يكسان نمي باشد . لذا شرايط
آب و هوايي از جمله دما ، رطوبت ، ميزان دريافت انرژي ، بازتاب زميني ،
وزش باد و حتي بارش در تمام سطوح يك شهر يكسان نيست . بر همين اساس شرايط
آب و هوايي در شهر با نواحي پيراموني آن نيز يكسان نمي باشد . زيرا :
- دماي ناشي از مصرف انرژي در شهرها بصورت هاي گوناگون و بخصوص در زمستان ها باعث تفاوت دما مي گردد.
- ميزان تبخير و تعرق با توجه به ويژگي هاي شهر از نواحي پيرامون كمتر است ، بنابراين ميزان درجه حرارت شهر از پيرامون بيشتر است.
- وجود خاك و اراضي كشاورزي در نواحي پيراموني شهر باعث مصرف دماي بيشتر شده بنابراين بر دماي شهر اثر مي گذارد
- سطوح ايزوله شده در سطح شهر باعث مي گردد
كه رواناب حاصل از بارندگي سريعاً از سطوح مذكور تخليه شده و از دسترس خارج
گردد و رطوبتي كه مي توانست در تعديل هواي شهر بكار گرفته شود از ميان
رفته و زمين سريعاً خشك و سپس گرم مي شود كه باعث افزايش دماي سطح شهر مي
شود.
- وجود ذرات معلق بيشتر در هواي شهر انرژي
تابشي بيشتري را در طول روز دريافت مي كنند و در طول شب نيز دماي كمتري را
بازتاب مي كنند كه به افزايش دماي محيط منجر مي شود .
- از طرف ديگر سطوح مختلف شهري در تغييرات
درجه حرارت شبانه روز مؤثر مي باشند . زيرا با توجه به شرايط سطوح مذكور
همان طور كه در طول روز با دريافت انرژي تابشي بيشتر گرما مي شوند ، به
همان سرعت نيز انرژي بدست آورده را در شب از دست مي دهند ، بنابراين تفاوت
درجه حرارت در طول شبانه روز نواحي شهري از نواحي پيراموني بيشتر است .
اين مسئله حتي در درون شهر نيز از نقطه اي با
كاربري متغير با نقطه ديگر تفاوت دارد. مثلاً فضاهاي سبز شهري و پارك ها
تا دو سوم انرژي تابشي را صرف فرايند تبخير و تعرق مي كنند كه با ايجاد
ميكروكليمات هاي درون شهر منجر مي شود كه براي نمونه پارك شهر تهران در
روزهاي مرداد ماه با خيابان هاي اطراف بين 6 تا 10 درجه سانتيگراد تفاوت
درجه حرارت دارد.
در خيابان هاي اطراف فضاهاي سبز شهري دو سوم
انرژي دريافتي به صرف گرم شدن هواي شهر مي گردد و يك سوم ديگر نيز در
ديوارها و بناهاي مشرف به خيابان ها ذخيره مي شود. كه خود نهايتاً باعث گرم
شدن محيط مي گردد.
نقش دماي ذخيره شده در ديوارها و بناها در
گرم كردن محيط در بعداز ظهرها و اوايل شب بخوبي محسوس است . اين دما مي
تواند توسط عوامل ديگري باعث پديده اينورژن گردد كه ميزان آن در تهران حدود
270 روز در سال است . پديده اينورژن يا وارونگي پديده ايست كه بيشتر در
نواحي شهري و صنعتي روي مي دهد ، و فرايند آن باين ترتيب است كه در شرايط
معمولي در سطح زمين با افزايش ارتفاع با كاهش دما روبرو هستيم ولي در شرايط
اينورژن با افزايش ارتفاع با افزايش دما روبرو هستيم لذا در اين مواقع هوا
در سطح زمين سرد است و بعلت استقرار پرفشار بر روي شهر هوايي كه گرم مي
شود امكان صعود ندارد بنابراين در زير لايه هاي پرفشار هوايي كه مرتباً از
سطح شهر صعود مي كند متراكم شده و امكان جابجايي ندارد . و اين عدم جابجايي
باعث مي گردد كه مرتباً بر غلظت هواي شهر افزوده گردد كه خود مشكلات
مختلفي را در شهر ايجاد مي كند.
6-3-عوامل تأثير گذار بر درجه حرارت شهر:
با توجه به مطالب بيان شده و ميزان عوامل زير را از جمله عوامل تأثير گذار بر افزايش درجه حرارت شهر دانست .
يك : تغيير در موازنه انرژي تابشي در نتيجه تركيبات موجود در فضاي شهر و جنس و رنگ مصالح بكار رفته در ساخت و سازها.
دو : تغيير در انرژي بازتابي به علت جذب انرژي توسط سطوح رنگي متفاوت شهري و معابر شهري.
سه: وجود منابع گرمايي متعدد.
چهار: كاهش سرعت جابجايي هوا در سطح شهر در رابطه با شرايط بافت شهر و معابر آن .
پنج : كاهش سطوح تبخير و تعرق.
شش: وجود مواد آلوده كننده در اتمسفر كه شامل
دود ، گازهاي آلوده زا ، آيروسل ها (شامل ذرات كربن ، سيليكات ، آلومين و
... مي باشد ) و احتمالاً مواد راديواكتيويته كه غير از نقش آلودگي كه
دارند گرمازا نيز هستند.
ذرات موجود در اتمسفر جو باعث افزايش بيشتر
تابش خورشيدي در لايه هاي مجاور سطح زمين مي شوند بطوري كه مطالعات انجام
شده نشان مي دهد به علت وجود مواد مذكور در اتمسفر شهر ميزان دريافت انرژي
تابشي خورشيد 5 تا 6 برابر بيشتر از نواحي مجاور شهري مي باشد و چون وزش
باد هم در سطح شهر كاهش دارد و اين مواد كمتر مي توانند از آسمان شهر دور
شوند بنابراين در شهرها و بخصوص مراكز آن ها ضمن گرم تر بودن هوا ، هوا
آلوده تر است ، كاهش ديد كمتراست و اينورژن در اين نقاط بيشتر اتفاق مي
افتد.
هفت: گازهاي عامل آلودگي كه شامل دي اكسيد
كربن ، منو اكسيد كربن ، هيدروكربورها ، اكسيدهاي نيتروژن و تركيبات گوگردي
كه مقدار آنها به قسمت در ميليون اندازه گيري مي شوند و با علامت ppm مشخص
مي شود نتيجه فعاليت هاي ترافيكي اتومبيل ها در سطح شهر ، فعاليت كارخانه
هاي صنعتي ، سوخت فسيلي مصرفي در مراكز مسكوني و تجاري و اداري مي باشد .
آلودگي هواي شهر ها بوسيله اين دسته گازها منطبق است با ساعات معمولي
فعاليت شهرنشينان يعني بين ساعت 8 صبح تا 4 بعد از ظهر ، برخي از گازها مثل
اكسيدهاي ازت No-No2 و اوزون O3 بين ساعات 10 تا 12 به حداكثر مي رسد .
افزايش اين گازها و ذرات آيروسل در اتمسفر شهرها در برخي از موارد دماي
شهرها را نسبت به نواحي مجاور بين 12 تا 14 درجه سانتيگراد افزايش مي دهد.
7-3-اثرات مواد آلوده كننده اتمسفر بر آب و هواي شهرها :
اثر مواد آلوده كننده را بر آب و هواي شهرها مي توان بصورت زير تقسيم بندي نمود:
يك : تأثير بر پخش تابش خورشيدي و كاهش قابليت ديد.
دو: جذب تشعشعات ماوراء بنفش توسط مواد آلاينده جو و افزايش درجه حرارت
سه: انتقال و جابجايي مواد آلاينده در سطح محلات شهر
چهار: ايجاد مه و بارش هاي اسيدي
پنج: افزايش روزها و ساعات انيورژن
شش: جلوگيري از بازتاب زمين و ايجاد شرايط گلخانه اي
8-3-نقش منفي ساختمان هاي بلند بر شهر
يك : ايجاد مانع در تعديل دما و رطوبت
دو : ايجاد مانع در جهت جابجايي توده هاي هوا كه آلودگي بيشتر هوا را در پي دارد.
سه : نحوه استقرار ساختمان هاي بلند و افزايش
آمد و شد وسائل نقليه به آلودگي هوا در فضاهاي مجاور اين ساختمان ها منجر
مي شود . (الهيه)
چهار: جلوگيري از تابش مستقيم نور خورشيد به طبقات پائين ساختمان هاي مقابل مجاور .
پنج: باعث افزايش مصرف انرژي مي گردند.
شش : افزايش فشار ناشي از وزن ساختمان هاي
بلند بر خاك و لايه هاي زيرين باعث شكستن برخي از لايه ها و نفوذ فاضلاب آب
ها به منابع زير زميني آب مي گردد.
هفت : افزايش آسب پذيري در مقابل امواج زمين لرزه
هشت : جلوگيري از اشراف به فضاهاي باز و چشم اندازهاي عمومي و طبيعي اطراف
نه : افزايش آلودگي صوتي و هوا در اثر عبور وسائل نقليه ، در طبقات بالا بيشتر از طبقات پائين است.
ده : افزايش هزينه هاي مقابله با آلودگي صوتي
و هوا ، بو ، بسته شدن پنجره ها ، پرده ها در نتيجه استفاده از مصرف بيشتر
سوخت براي روشنايي مصنوعي در روز
يازده : عدم دسترسي به هواي سالم بيشتر
دوازده : تأثير بر شبكه هاي رفت و آمد شهري به دليل تراكم بيشتر در اين ساختمان ها
سيزده : تأثير مستقيم بر روي شبكه تأسيسات شهري
چهارده : كاهش و يا فقدان فضاهاي باز جهت فعاليت كودكان و نوجوانان
پانزده: اشراف به محيط هاي خصوصي كه از نظر فرهنگي و اجتماعي و رواني قابل تأمل است.
9-3-ميزان مواد آلوده كننده ناشي از فعاليت هاي شخصي
بر اساس مطالعات انجام شده در يك شهر يك
ميليون نفري در آمريكا مقادير زير بصورت ذرات ريز توسط انسان ها در فعاليت
هاي شخصي شان در يك شبانه روز توليد و به هواي شهر اضافه شده است.
عطر مصرفي 500 كيلو
دود سيگار معمولي 3300 كيلو
دود سيگار برگ 600 كيلو
ذرات ناشي از سايش كفش ها 800 كيلو (ژيزل سكورور آب و هواي شهر)
4-تقسيم بندي نواحي اقليمي
مدارك موجود حداقل از 500 سال قبل از ميلاد
نشان مي دهد كه انسان در آن زمان توانسته بود كه مناطق جغرافيايي و اقليمي
بين مداري- حاره اي و قطبي را شناسايي مي كند و با تفاوت هاي بين سرزمين
هاي سرد قطبي در نيمكره شمالي و معتدله و حاره اي آشنا بوده است.
بطليموس در 168 سال قبل از ميلاد زمين را به
هفت اقليم تقسيم نموده بود. از سال 1909 تا 1980 بيش از 27 نوع تقسيم بندي
اقليمي توسط اقليم شناسان ارائه شده بود كه كليه اين تقسيم بندي ها را مي
توان در دو گروه تجربي و ژنتيكي طبقه بندي نمود كه در اينجا فقط به روش كار
اشاره مي كنيم .
1-4-روش تجربي :
روش تجربي براي موارد زير بكار مي رود :
- فعاليت هاي كشاورزي
– نياز آبي پوشش گياهي
- پراكنش جغرافيايي پوشش گياهي
– توجيه پديده هاي ژنومورفولوژيكي
- تشكيل و پراكنش جغرافيايي خاك ها
- نقش قاره ها و اقيانوس ها در ايجاد شرايط جغرافيايي
روش تجربي بعلت بكارگيري شواهد و عوامل زير داراي نقاط ضعفي مي باشد كه هميشه جوابگو نبوده و واقعيت ها را مشخص نمي كند.
- استفاده از فاكتور پوشش گياهي براي مرزبندي
- استفاده از معيارهاي قرار دادي
- عدم توجه به عوامل جوي منطقه اي و محلي
- عدم توجه به رفتارهاي متقابل عناصر اقليمي
- عدم توجه به دوره هاي اقليمي
بنيان گذاران و پيروان اين روش عبارتند از : كوپن - پنك - دومارتن - ميلر - پاسا- ج : واهل – تورنث ويت – پگي – آمبرژه و ...
2-4-روش تقسيم بندي ژنتيكي :
در اين روش طبقه بندي بر اساس عوامل پديد
آورنده اقليم انجام مي پذيرد كه عبارتند از : تابش خورشيدي – توده هاي هوا –
گردش عمومي جو كه بنيان گذاران اين روش : افرادي مثل بلكو 1956 – فلون
1958 اوليور 1970 و ترجونك 1970 مي باشند.
3-4-تقسيم بندي آب و هوا در ايران :
بطور كلي مطالعات علمي آب و هوايي در ايران
از سابقه چنداني برخوردار نيست . اولين بار گنجي محمد حسن در سال 1955 آب
وهواي ايران را بر اساس تقسيم بندي كوپن تقسيم بندي نمود و سپس در 1965 عدل
در تقسيم بندي گنجي با توجه به شواهد پوشش گياهي تغييراتي ايجاد نمود . در
سال 1971 ثابتي طبقه بندي آمبرژه ، و گوسن را براي تقسيم بندي اقليم ايران
بكار گرفت و سپس در 1993 صالحي و در 1993 كسمايي و 1996 جوادي تقسيم بندي
هاي اقليمي ايران را بيان كردند. كه در اين ميان تقسيم بندي كسمايي بر اساس
تابش خورشدي ارائه شده و طي آن ايران به 8 گروه اقليمي تقسيم شده است.
روش كسمايي براي مطالعات شهري به ارائه جدول
بيوكليماتيك براي نواحي اقليمي منجر شد كه بر اساس آن شرايط هر منطقه و
رابطه آن با مسكن و محيط مسكوني تعيين مي شود.
در حال حاضر در مطالعات جغرافيايي طبيعي از
روش هاي كوپن – آمبرژه – دومارتن – سيلينيانف و استرالر و .... استفاده مي
شود. ولي توصيه مي شود در مطالعات شهري بيشتر از روش كسمايي و يا ماهاني
استفاده شود.
در اين بحث با توجه به اينكه قسمت اعظم مناطق
ايران جزء مناطق نيمه خشك و خشك قرار مي گيرد بناي مطالعه بر اساس شهرهاي
اين مناطق قرار گرفته و از اين نظر مشكلات اين شهرها را در رابطه با اقليم
مورد بررسي قرار مي دهيم.
يك : خشكي هوا ، به علل مختلف جغرافيايي بيشتر نقاط ايران با كمبود رطوبت روبرو مي باشد.
خشكي هوا و عدم رطوبت كافي بر اختلاف دماي شب
و روز در طول سال تأثير مي گذارد. كه اين دو كه بر هم تأثير مي گذارند
معماري خاصي را بوجود مي آورند كه در گذشته بسيار مشخص بوده است (توجه
نمائيد به بناهاي شهرهايي مثل يزد و كرمان) كه امروز به آن معماري همساز با
اقليم گفته مي شود و كسمايي و كمالي و عليخاني معيارهايي براي آن ارائه
داده اند.
با توجه به گسترش جغرافيايي مناطق خشك و
تنوعي كه در ميان اين مناطق وجود دارد معيارهاي ارائه شده كاربرد عمومي
نداشته بلكه بايد براي هر منطقه معيار جداگانه اي ارائه شود، براي مثال
بندرعباس و يزد هر دو جزء مناطق خشك ايران محسوب مي شوند ولي در بندرعباس
رطوبت هوا براي نيمي از سال خود مشكل آفرين است در حاليكه در يزد عدم رطوبت
هوا هميشه يك عامل است كه تأثير منفي دارد.
معيارهاي اقليمي كه بر آسايش مؤثر هستند بطور
معمول دو دسته اند. يكدسته معيارهايي هستند كه بر اساس احساس سرما و گرما
تأكيد دارند و دسته ديگر شاخص هايي كه بر اساس فعاليت هاي بيولوژيكي تعيين
مي شوند.
در اين ميان كارل ماهاني ، روشي را به همراه
جداولي ارائه مي دهد كه بر اساس آن جداول كه خود بر اساس شرايط آب و هوايي
تنظيم شده است ، معماري همساز با اقليم را در شرايط امروز جهان ارائه مي
دهد . در معيارهاي وي دما – باد – رطوبت و بارش نقش اصلي را دارند.
در روش ماهان ابتدا ميانگين ماهيانه دما
(حداكثر- حداقل) و نوسانات ما هيانه آن مشخص مي شود ، سپس مشخصات رطوبتي
باد غالب و مقايسه دماي حداكثر و حداقل ماهانه مورد بررسي قرار مي گيرد و
با قرار دادن اطلاعات درجدول فرم يك و فرم دو (كتاب شهرهاي مناطق خشك 168 و
169) پيشنهادات لازم را ارائه مي دهد.
از افرد ديگري كه در اين زمينه كار كرده اند
گيلوني مي با شد . وي با ارائه يك جدول ميزان كارآيي يك ساختمان و محدوده
هاي آن را مشخص مي كند (جدول ص 174 همان منبع) .
2-4-تطابق شهرها با شرايط اقليمي :
يك : بافت شهر : نقشه هر شهر نشان دهنده بافت
شهر است و نشان دهنده فضاهاي مسكوني و ايجاد سيماي شهر ، بافت شهر فرايندي
پويا مي باشد كه ممكن است آشفته و درهم باشد و يا از نظمي خاص پيروي مي
كند.
شهرهاي مناطق خشك در ايران معمولاً شعاعي و
متحدالمركز بوده و از ويژگي هاي درون گرايي و تمركز مساكن متأثر است . گاهي
ممكن است داراي چند هسته بوده باشند.
شهرهاي سنتي بافتي يكپارچه و متجانس دارند و
بطور كلي فشرده و در ارتباط تنگاتنگ هستند و اين وضعيت باعث شده كه سطوح
ساختماني حداقل شرايط لازم در معرض تابش مستقيم قرار گرفتن را داشته باشد
كه آسايش بيشتر اهالي و ساكنين را در پي داشته باشد.
بطور كلي بافت فشرده در اين شهرها مزيت هاي زير را دارا بوده :
يك : سهولت حركت و دسترسي
دو: امكان ايجاد شرايط آسايش اقليمي
سه : كاهش تأثير بادهاي گرم و مزاحم و همچنين گرد و غبار
چهار: افزايش ضريب امنيت
در اين شهرها فضاهاي خالي و باز به حداقل
رسيده و اگر هم باشد بيشتر بصورت صحن و حياط مساجد و مراقد شريفه – تكايا –
كاروانسراها و مياديني مي باشد و گرنه بيشتر فضاها توسط سقف پوشيده شده
است . بنابراين تابش خورشيد بطور مستقيم بسيار كم است ، زيرا عكس اين وضعيت
باعث افزايش دما در روز و كاهش دما در شب است.
بافت شهر علاوه بر اين تابعي از دسترسي به منابع آب نيز مي باشد .
بافت معابر – معابر تنگ و پيچ در پيچ و پوشيده و در پاره اي مواقع داراي ساباط مي باشد .
4-4-روش هاي مقابله با شرايط اقليمي در نواحي گرم و خشك و نيمه خشك :
يك : انتخاب رنگ سفيد براي جلوگيري از جذب انرژي يا هر رنگي كه بازتاب انرژي خورشيدي را آسان كند.
دو: احداث معابر باريك كه از دريافت انرژي كمتري برخوردار است.
سه: ايجاد معابر با پيچ و خم زياد
چهار: كاشت درختان سايه دار در معابر
پنج: مسقف نمودن برخي از معابر كه امكانپذير است.
شش : ساخت ديوارهاي ضخيم (در شرايط فعلي اقتصادي نيست.)
هشت : نصب پنجره هاي كوچك – مشبك و بيشتر به شمال ورو به جهت باد غالب بيشتر در قسمت بالا و نزديك به سقف.
هشت : استفاده نمودن از مصالح بومي (در شرايط حاضر مورد استقبال قرار ندارد)
نه: استفاده از تاق هاي گنبدي يا ضربي با منافذي در سقف (با در نظر گرفتن كليه جوانب)
ده: ساخت ايوان مسقف در جلوي پنجره ها و اتاق ها و ورودي ها بمنظور جلوگيري از تابش مستقيم آفتاب.
يازده : ساخت بادگير در جهت بادهاي غالب جهت نفوذ هواي مناسب بدرون سازه ها
دوازده : ساخت كنسول هايي در جلو پنجره هايي كه امكان ساخت ايوان مسقف در جلوي آن ها وجود ندارد.
سيزده : كاشت درختان و گياهان در جلوي پنجره ها
چهارده : ايجاد حوض خانه و پاسيو در داخل ساختمان ها
پانزده : ساخت بنا در ضلع جنوبي محوطه هاي باز
شانزده : آجر فرش كردن معابر بجاي اسفالت كردن
5-4-روش هاي مقابله با شرايط اقليمي در مناطق معتدل :
در اين گونه مناطق با توجه به اينكه شرايط
اقليمي چندان بازدارنده و مزاحم نيستند ، كمتر طرح يا طرح هايي اجرا مي شود
كه متأثر از تأثير گذاري شديد اقليمي باشد ولي با توجه به اين كه در اين
دو شرايط آب و هوايي ميزان بارندگي قابل توجه است و از اين مقدار بارندگي
ميزان قابل توجهي از آن بصورت برف خواهد بود لذا شرايط زير بايد وجود داشته
باشد:
يك : معابر سنگفرش يا بهر حال توسط آجر يا موزائيك و يا اسفالت ايزوله شود تا از ايجاد گل و گل آلودگي جلوگيري شود.
دو: معابر و مراكز خريد مسقف باشد تا زمان بارندگي مشكلاتي ايجاد نشود.
سه: بام خانه ها شيبدار در نظر گرفته شود.
چهار: پنجره ها بيشتر دو جداره در نظر گرفته شود.
پنج: پنجره ها رو به جنوب قرار گيرند تا امكان استفاده از انرژي تابشي خورشيدي در فصل زمستان كه مايل مي تابد وجود داشته باشد.
شش : در ساختمان ها امكانات نصب دستگاه هاي گرمايشي پيش بيني شود.
منابع مورد استفاده :
1. جغرافياي طبيعي شهر 2
2. جغرافياي طبيعي شهر 3
3. اقليم و شهر ، ژيزال اسكوريل ترجمه دكتر خالدي
4. مباني آب و هوا شناسي ، دكتر عليجاني و دكتر كاوياني
5. بسته بندي اقليمي ايران ، دكتر مرتضي كسمايي
6. اقليم و معماري ، دكتر مرتضي كسمايي
7. معماري همساز با اقليم، دكتر رازگويان
8. تغيير اقليم ، دكتر عزيزي
9. ميكروكليماتولوزي ، دكتر عشقي