1-   مقدمه

       حبله رود كه از ارتفاعات البرز مركزي سرچشمه گرفته و ضمن عبور از مناطق تكتونيزه وگسلي با از دست دادن بخشي از آب خود كه نگارنده بصورت ميداني آن را به مدت 12 سال, اندازه گيري نموده است1 ( داده هاي هيدرومتري ايستگاههاي نمرود و بنكوه نيز بصورت كلي آنرا تأييد مي كند ), وارد گرمسار مي شود . گسل هاي متعددي در طول مسير با رودخانه تلاقي و موجب هرز رفتن بخشي از آب حبله رود شده كه در ارتباط با شيب گسل و گراديان شيب لايه به سمت دشت گرمسار هدايت مي شوند . علاوه بر نفوذ طبيعي آبها ، ميزان 52/45 ميليون متر مكعب آب نيز از طريق گسل ها وارد دشت مي گردد . نحوة عبور آبهاي زهكشي شده از طريق گسل ها و عبور از داخل سازندهاي تبخيري وگنبدهاي نمكي شور مشكلات عديده اي را در ارتباط با مسايل اجتماعي ، عمراني براي مردم گرمسار بوجود آورده است. به همين جهت ابتدا رودخانه ها را از نظر پيدايش الگو سازي نموده و اينكه حبله رود ازكدام الگو ومدل تبعيت مي كند ، مورد ارزيابي قرار گرفته است. با زدن چندمقطع2 و رديابي آب  نكات مهمي در ارتباط با مسايل عمراني منطقه روشن مي گردد. تهيه مقاطع كه با دقت زياد تهيه شده, مي تواند مورفولژي رودخانه را از نظر تأثير سازندهاي شور در كيفيت آب و مكان گزيني گسل ها را در ارتباط با تلفات آب بخوبي روشن كند شكل (2و3 ) .به اين ترتيب ، ابتدا داده هاي هيدرومتري ايستگاه پل نمرود (علياي رودخانه) و ايستگاه بنكوه ( ابتداي دشت گرمسار) مورد ارزيابي قرار گرفت و تفاوت آنها ، تلفات كلي آب را نشان داد . سپس نگارنده با استفاده از دستگاههاي اندازه گيري ( ليمنوگراف ,جت و ميكروجت وپارشال فلوم ) تلفات آب كه حاصل تفاوت اندازه گيري پائين دست وبالا دست هر گسل است,مشخص گرديد. بيش از يكصدهزار از ارقام بدست آمده ازين طريق آناليز و نتيجه  درجدول شماره (1) بصورت فصلي نشان داده شده است . سپس با كشف روابط منطقي شيب بستر (در محل برخورد هر مقطع با بستر حبله رود ) و شيب گسل با تلفات آب ، در طول مسير و با درنظر گرفتن ويژگيهاي هر گسل ، ارقام جدول شماره ( 2 ) كه حاصل دسته بندي دهها هزار داده است, بدست آمد. وبه جهت شناخت كمي وكيفي فرار آب از بستر حبله رود ، رودخانه هاا مدل مي گردد.

2- مدل بندي رودخانه ها

الف ـ مدل ساختماني3  

         رودخانه زماني از مـدل ساختماني تبعيت مي كند كه پس از پيدايـش نـاهمواريهاي مسيـر بوجودآمده باشد .

 در اين زمان رودخانه ضمن داشتن گراديان شيب ، بسوي سطح اساس جريان مي يابد.]1[در اين مدل, رودخانه ها از ساختمان زمين (توپوگرافي) تبعيت كرده و بلندي ها را دور زده و از دره ها عبور مي كنند. رودخانه هاي كارون ، سيمره ، قزل اوزن ،  مي سي پي . . از اين نوع اند. در اين رودخانه ها ، فرار آب از طريق گسل ها ناديده فرض مي شود . ساختمان زمين و نحوه لايه بندي نقش مؤثري در تلفات آب دارند . چنانچه كناره هاي بستر از سازندهايي كه محتوي گراول ، ماسه دانه درشت ، ماسه متوسط , سنگهاي با تخلخل ثانويه , لايه هاي هوا زده رسوبي و يا آتشفشاني باشند, بين 16 تا 21 درصد از آبها را هرز مي دهند .   و اينكه آبها درچه سمت و جهتي جريان مي يابند ، خود نياز به تحقيق جداگانه دارند . ممكن است بخشي ازمسير يك رود فقط از الگوي ساختماني و بخش ديگر آن از الگوي ديگري تبعيت كند. به عنوان مثال رود هامون و زايند ه رود فقط در ارتفاعات از الگوي ساختماني تبعيت مي كنند . و همچنين شاخه فرعي حبله رود ( نمرود ) از مدل ساختماني تبعيت نموده و همين امر موجب گرديده كه حدود 18 درصد آب  اين رودخانه در بالا دست به دشت هاي مجاور نفوذ و سطح آبهاي زيرزميني را در حد قابل توجهي بالاآورد . حال اگر در اين مدل نقش فرار آبها توسط گسل ها رادخيل بدانيم, با محاسباتي كه نگارنده بر روي رودخانه گل رودبارسمنان انجام داده ، در آن صورت مجموع تلفات آب توسط اين مدل بيش از 35 درصد از كل دبي مي گردد و در اين حالت مي تواند شرايط خاصي را در مديريت ساخت وساز و برنامه ريزي عمراني بوجود آورد.